عاطفه یوسفی
چکیده
کلیله و دمنه که در زمرهی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزههای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایتهایی از زبان حیوانهاست. قابلیتهای بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز ...
بیشتر
کلیله و دمنه که در زمرهی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزههای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایتهایی از زبان حیوانهاست. قابلیتهای بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز آن سبب شده است تا بازنویسیها و اقتباسهای بسیاری از آن صورت گیرد و در حوزههای دیگر نیز کاربرد داشته باشد. یکی از این حوزههای نسبتاً جدید، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. پژوهش حاضر که با روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است، حاصل بررسی حکایت «دوستیِ کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» بر اساس معیارهای داستانی فبک و نیز ادبیات کودکان و نوجوانان است. طبق یافتههای پژوهش، این حکایت با داشتن مؤلفههایی نظیر: پیرنگ قوی، گرهافکنی و گرهگشایی، شخصیتپردازی، جزئیات و توصیفهای داستانی در سطح ادبی، مطابقت موضوع و درونمایه با روحیهی مخاطب کودک در سطح روانشناختی و نیز الگوی گفتوگوی استدلالی و کندوکاوپذیری در سطح فلسفی، از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش فلسفه به کودکان برخوردار است. تحلیل و بررسی بازنویسی این حکایت در مجموعهی داستانهای فکری برای کودکان ایرانی، برمبنای معیارهای داستان فلسفی نشان میدهد نویسندگان نتوانستهاند از قابلیتها و ظرفیت بالای این حکایت بهشایستگی استفاده کنند و اثر مقبولی برای استفاده در کلاسهای فبک ارائه دهند.