مقاله هایی که پس از بررسی، پذیرش برای چاپ یا نمایه شدن می گیرند، می بایست پس از دریافت ایمیل پذیرش، مبلغ مربوط به هزینه های پذیرش را پرداخت نموده و تصویر فیش آن را به همراه دیگر فایلهای درخواستی ایمیل دفتر مجله ارسال نمایند.
پس از دریافت تصویر فیش توسط دفتر مجله، چکیده مقاله به همراه مشخصات نویسندگان در قسمت مقالات آماده انتشار سامانه نمایه می شود.
تا زمانی که نوبت نمایه سازی کل مقاله برسد، این چکیده به همین حالت باقی می ماند.
***توجه***: زمان و نوبت نمایه سازی کل مقاله، همچنین دوره و شماره ای که مقاله قرار است در آن نمایه شود، نامشخص بوده و به هیچ عنوان تاریخ دقیق آن از قبل اعلام نخواهد شد.
عبدالباسط عرب یوسف آبادی؛ مسلم فتح اللهی
چکیده
در حوزة فیلم و انیمیشن، محصولات تولیدشده برای کودکان به دلیل فاصلة سنی میان کودک و مترجم یا نویسندة بزرگسال دارای ضعفهایی است؛ زیرا تصمیمهای نویسنده، مترجم و گروه دوبله با ذائقة شاد و جسورانة کودک ...
بیشتر
در حوزة فیلم و انیمیشن، محصولات تولیدشده برای کودکان به دلیل فاصلة سنی میان کودک و مترجم یا نویسندة بزرگسال دارای ضعفهایی است؛ زیرا تصمیمهای نویسنده، مترجم و گروه دوبله با ذائقة شاد و جسورانة کودک در کشف دنیای اطراف، متفاوت است. اگر لحن فیلمهای دوبلهشده، واژگان گزینششده و ترکیبات آن برای کودک قابل درک نباشد بهطور قطع هدف مترجم فیلمنامة کودک از شکلگیری ارتباطِ اثرگذار برآورده نخواهد شد. مسئلهای که در برخی قسمتهای دوبلة فارسی و عربی انیمیشن «بچه رئیس؛ الطفل الزعیم» رعایت نشدهاست؛ بهطوریکه گروه ترجمه با بهکارگیری واژهها و ساختارهای دستوری متفاوت با لحن گفتارگونة کودک، امکان ارتباط با کودک فارسیزبان و عربزبان را کم نموده است. وجود این ویژگی پژوهشگران را بر آن داشت تا به بررسی تطبیقی لحن کودکانه در دوبلههای فارسی و عربی آن بپردازند. نتایج نشان میدهد که در هر دو دوبله به خاطر تبعیت از اصل انگلیسی انیمیشن، لحن کودکانه رعایت نشدهاست و گاها واژگان، تعابیر، ترکیبها و ساختارهای دستوری خارج از فهم کودک استفاده شدهاست، با این تفاوت که لحن دوبلة عربی به نسبت فارسی، کودکانهتر است. یافتههای پژوهش نشان میدهد ترجمه انیمیشن برای کودکان نیازمند سادهسازی مضامین انتزاعی و دشوار همچون استعارات و کنایات، سادهسازی واژگان دشوار مانند واژگان رسمی و کهنه و کوتاهسازی ساختارهای دستوری دشوار مانند بندهای معترضه و ترکیبات وصفی و اضافی طولانی است. تحقق این امر نیازمند انجام پژوهشهای مخاطبمحور بر پایه دریافت فرآورده است.
معصومه مرادی؛ زرین تاج واردی
چکیده
محمود کیانوش از پیشگامان شعر کودک و نظریه پرداز این حوزه است. او در کتاب شعر کودک در ایران، با ارائه بیانه ای در مورد بایدها و نبایدهای شعر کودک و حدود و ثغور این نوع شعر در خیال، مضمون، موسیقی ...
بیشتر
محمود کیانوش از پیشگامان شعر کودک و نظریه پرداز این حوزه است. او در کتاب شعر کودک در ایران، با ارائه بیانه ای در مورد بایدها و نبایدهای شعر کودک و حدود و ثغور این نوع شعر در خیال، مضمون، موسیقی و زبان، در ضمن ارائه نظرات خود، بدون استناد به شعرهای عباس یمینیشریف، او را نقد کرده است و بیان می کند که یمینی شریف شاعر کودک نیست و تصور شاعری دارد. به نظر میرسد بسیاری از انتقادها و رد و قبولهای کیانوش در این کتاب جانبدارانه و دور از بنیادهای علمی است. این مقاله کوشیده است با تطبیق شعرهای یمینیشریف با آرای کیانوش در سه دفتر آواز فرشتگان، آوای نوگلان و گلهای گویا که همه قبل از انتشار نظر کیانوش درباره شعر کودک منتشر شده است، با رویکرد نقدِ نقد و نگاه تحلیلی در چهار ساحت موسیقی، خیال، مضمون و زبان ادعاهای کیانوش را راستی آزمایی کند.
زهرا هوشیار؛ امین ایزدپناه
چکیده
هدف پژوهش پیش رو بررسی گزیدهای از کتابهای داستانیتصویری ایرانی بر اساس ارزشهای بوممحور و فهم چگونگی بازنمایی نسبت و ارتباط خانواده و کودک با زیستبوم در این آثار است. با توجه به تشدید بحرانهای ...
بیشتر
هدف پژوهش پیش رو بررسی گزیدهای از کتابهای داستانیتصویری ایرانی بر اساس ارزشهای بوممحور و فهم چگونگی بازنمایی نسبت و ارتباط خانواده و کودک با زیستبوم در این آثار است. با توجه به تشدید بحرانهای اقلیمی و زیستمحیطی و ضرورت فراهمکردن فرصت یادگیریهای بوممحور برای کودکان، کتابهای تصویری میتوانند محملی اثرگذار برای اشاعه بوممحوری باشند و نقد این آثار به درک قابلیتها و کاستیهای آنها کمک میکند. از این رو، 3 کتاب داستانیتصویری ایرانی به روش نمونهگیری هدفمند از میان فهرست کتابهای برگزیده شورای کتاب کودک با مضمونهای محیط زیستی برگزیده شدند. پس از گردآوری دادهها به صورت اسنادی، متن آثار (کلام و تصاویر) به روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی و تحلیل تأملی بررسی شدند تا به دو پرسش اصلی پاسخ داده شود: 1. در کتابهای داستانیتصویری ایرانی ارتباط کودک، خانواده و طبیعت/زیستبوم چگونه بازنمایی شده است؟ 2. خانواده چگونه میتواند در (عدم)ایجاد فرصتهایی برای یادگیری ارزشهای بوممحور و اخلاق زیستمحیطی نقش داشتهباشد؟ بررسی ارتباط میان «کودک- خانواده- طبیعت» در نمونههای مورد واکاوی نشان میدهد که در کوچ روزبه، این ارتباط سهسویه بهدلیل ریشهدار بودن توجه به ارزشهای بوممحور در خانواده قویتر از دو اثر دیگر است. بیتفاوتی خانواده نسبت به طبیعت در به خاطر خرسهای قطبی و تقابل خانواده با طبیعت در بلوط سبز، کودک را به سمت ارزشگذاری و کنشگری مستقل از خانواده سوق میدهد. از منظر بازنمایی ارزشهای بوممحور نیز بلوط سبز، سرنخهای بیشتری از کیفیت این ارزشگذاری نزد کودک را به مخاطب عرضه میکند.
شهرام رفیعی؛ لیدا نامدار؛ نصرت الله دین محمدی؛ حسین آریان
چکیده
مصطفی رحماندوست (1329) را میتوان یکی از شاعران شاخص کودک و نوجوان دانست که در غنا و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان بهویژه شعر کودک تاثیر بسیاری داشته است. آثار او در حوزه شعر کودک از انقلاب اسلامی تا امروز ...
بیشتر
مصطفی رحماندوست (1329) را میتوان یکی از شاعران شاخص کودک و نوجوان دانست که در غنا و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان بهویژه شعر کودک تاثیر بسیاری داشته است. آثار او در حوزه شعر کودک از انقلاب اسلامی تا امروز از اقبال بسیاری برخوردار بوده است. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در ماندگاری اشعار او مؤثر بودهاند؛ اما به نظر میرسد کاربست زبان عامیانه با مؤلفههایی چون واژگان، تعابیر و عبارات، کنایه و ضرب المثل و... نیز سهم بسزایی داشته باشند که از این میان، واژگان عامیانه بهمثابه پربسامدترین عناصر زبان عامیانه در ماندگاری شعرهایش موثرتر عمل نمودهاند. لذا هدف مشخص این جستار بررسی تاثیر واژههای عامیانه در ماندگاری شعرهای رحماندوست و به طور مشخص در18 مجموعه شعر او به روش شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه استقرایی است. در بررسی اشعار او چهارده گونه مختلف از واژههای عامیانه ذیل سه عنوان کلی واژههای عامیانه، واژههای مربوط به مفاهیم و بنمایههای عامیانه، و واژههای مربوط به محیط زندگی عامه مردم به دست آمد که همگی برخاسته از تجربیات روزمره و زندگی عادی کودکان است. یافته های پژوهش نشان داد کاربرد این واژهها که از جهان واقعی کودکان نشأت گرفته و با تکیه بر اندیشه و تخیل کودکان است در گام نخست با ایجاد تصاویری زنده و پویا از زندگی کودکان سپس با تقویت حس همدلی و روابط عاطفی و ایجاد صمیمیت و همراهی با کودکان، باعث نزدیکی زبان رحماندوست به زبان کودکان و اقبال اشعار او و در نهایت ماندگاری آثارش در ذهن و زبان کودکان تا سالها حتی یک عمر شدهاست.
محمداکبر دهانی
چکیده
ترانهها و آوازهای کودکان بخشی از ادبیات عامه هستند و همانند دیگر آثار ادبیات عامه از طبیعت، اقلیم و بطن زندگی و اجتماع متولد و در آن ماندگار میشوند. بخش عمدۀ ادبیات عامه بلوچی و از آنجمله انواع آثار ادبیات ...
بیشتر
ترانهها و آوازهای کودکان بخشی از ادبیات عامه هستند و همانند دیگر آثار ادبیات عامه از طبیعت، اقلیم و بطن زندگی و اجتماع متولد و در آن ماندگار میشوند. بخش عمدۀ ادبیات عامه بلوچی و از آنجمله انواع آثار ادبیات شفاهی و عامۀ مربوط به کودکان مکتوب و منتشر نشدهاند و چنانچه ثبت و بررسی و منتشر نشوند، ممکن است یا برخی از آنها از بین بروند یا به تناسب روزگار تغییرات زیادی در آنها رخ بدهد و نتوانیم به این میراثهای فرهنگی که از گذشته به ارث رسیدهاند، دست یابیم و بخشی از شناختمان دربارۀ این مردم ناقص بماند. این نوشتار سعی میکند از چنین منظری به ادبیات کودکان بلوچ بپردازد. مواد پژوهشی این مقاله حاصل پژوهشهای میدانی و تلاشی برای ثبت، معرفی و تحلیل این آثار است و سعی شدهاست، جلوههای اقلیم و کارکردهای تعلیمیِ بخشی از ترانههای کودکانه بلوچی به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شوند. در این ترانهها و آوازها بخشی از زیستبوم و فرهنگ بلوچ نمایان است. این ترانههای کودکانه چه ساختۀ ذهن و زبان کودکان باشند و چه بزرگسالان ، جنبۀ تعلیمی نیز در آنها قابل توجه است. حتی گاه به الفاظ مهملگونهای برمیخوریم که نقش اصلی آنها تکمیلکنندگی وزن و موسیقی است. این عبارتها و جملات نیز به جهت نقشی که برای تقویت احساس موسیقی در ذهن و زبان کودک دارند، ارزش تعلیمی دارند و قابل توجه هستند.
علیرضا پورشبانان
چکیده
استفاده از ادبیات حماسی ایران برای خلق یک جهانِ داستانی بزرگ و شکل دادن به یک فرانچایز سرگرمی سازی بر اساس آثار این نوع ادبی و شخصیت های مشترک، یکی از گستره های تعامل ادبیات و سینماست که می ...
بیشتر
استفاده از ادبیات حماسی ایران برای خلق یک جهانِ داستانی بزرگ و شکل دادن به یک فرانچایز سرگرمی سازی بر اساس آثار این نوع ادبی و شخصیت های مشترک، یکی از گستره های تعامل ادبیات و سینماست که می توان در چارچوب ساخت انواع اسپین آف از متون مختلف با محوریت انواع قهرمان/ضدقهرمان از این مجموعه ی گسترده، جهانِ تصویری متناسبی با رویکردهای ابرقهرمانی- مشابه جهان های خلق شده در سینمای ابرقهرمانی جهان - خلق نموده و هربار یکی از این آثار را با در نظر گرفتن جهانِ داستانی مشترک و در ارتباط با کلیت این مجموعه، در ژانرهای مختلف و ازجمله انیمیشن، بازتولید اقتباسی نمود. از این زاویه در این مقاله تلاش می شود به روش توصیفی تحلیلی به این سوال اصلی پاسخ داده شود که آیا می توان از داستان کک کوهزاد به عنوان ماجرای یک ابرشرور و رویارویی اش با رستم نوجوان در ساخت اسپین آفی انیمیشنی و اقتباسی از جهانِ حماسه ی ایرانی استفاده کرد؟ به نظر می رسد با تأکید بر وجوه تصویرساز این داستان مانند وجود انواع اغراق در ساختار و محتوا و تمرکز بر روند زندگی ضدقهرمان شامل چگونگی تولد، کنش ها و سرانجام این شخصیت با استفاده از متن و سایر متون مرتبط و روایات عامه و شفاهی به عنوان بستر گسترش ماجراها ذیل یک جهانِ داستانی حماسی مشترک، می توان مسیر تکامل یک ضدقهرمان را دستمایه ی اقتباس قرار داده و از این اثر به عنوان معبری برای ورود به جهانِ بزرگ داستان حماسه های ایران با فاصله گرفتن از روش های بیان کلاسیک و نزدیک شدن به بازنمایی داستان ها در سینمای امروز جهان بهره برداری نمود.
معصومه غیوری؛ مرضیه آذرنیا
چکیده
داستانها بخشی از ادبیات هستند که با خوانش هر یک از آنها، ایدئولوژی خاصی به خواننده منتقل میشود. بسیاری از این ایدئولوژیها در متن پنهاناند و برخی در نگاه اول بسیار عادی و طبیعی به نظر میرسند. ...
بیشتر
داستانها بخشی از ادبیات هستند که با خوانش هر یک از آنها، ایدئولوژی خاصی به خواننده منتقل میشود. بسیاری از این ایدئولوژیها در متن پنهاناند و برخی در نگاه اول بسیار عادی و طبیعی به نظر میرسند. در این مقاله، کتابهای «مربای شیرین، شما که غریبه نیستید و قصههای مجید» اثر هوشنگ مرادیکرمانی با خوانشی انتقادی، از منظر طبیعی سازی مورد بررسی قرار گرفتهاند. نظریه طبیعی سازی بخشی از نظریه تحلیل انتقادی گفتمان است و به روشن کردن ایدئولوژیهای پنهان در اصطلاحات، عبارات و گفتگوها و کنشهایی میپردازد که به ظاهر عادی به نظر میرسند. بدین منظور، کتابهای مورد بحث، از نظر طبیعیسازی خشونت در فضاسازیها و لحن داستان و شخصیتها مورد بررسی قرار گرفتند و همچنین کاربرد کنایهها و عبارات در این مورد بررسی شد و نتایج این بررسیها نشان میدهند که در این داستانها، در فضاسازیها و لحن داستان طبیعیسازی خشونت انجام گرفته و کنایهها و عباراتی که به طورغیرمستقیم بر خشونت دلالت دارند استفاده شدهاند که در کل خشونت در کلام، بسیار عادی و طبیعی جلوه داده شده است. علاوه براین موارد استفاده از طنز در موقعیتهایی که به خشم پرداخته شده، از حس منفی خشونت کاسته و این موارد را طبیعیسازی کرده است.
ناهید طاهری گندمانی؛ حمید رضایی؛ فاطمه رحمانی فرد
چکیده
این مقاله به تحلیل مقایسهای انواع بلوغ در شخصیتهای دختر نوجوان رمانهای دلقک (1391) اثر هدی حدادی و زیبا صدایم کن (1393) اثر فرهاد حسنزاده پرداخته است. هدف اصلی پژوهش بررسی نحوه بازنمایی بلوغ جسمی، عاطفی، ...
بیشتر
این مقاله به تحلیل مقایسهای انواع بلوغ در شخصیتهای دختر نوجوان رمانهای دلقک (1391) اثر هدی حدادی و زیبا صدایم کن (1393) اثر فرهاد حسنزاده پرداخته است. هدف اصلی پژوهش بررسی نحوه بازنمایی بلوغ جسمی، عاطفی، سیاسی و اجتماعی در این دو رمان و تحلیل تفاوتهای نگرشی نویسندگان زن و مرد درزمینهٔهای مختلف بلوغ است. این پژوهش به روش تحلیلی-مقایسهای صورت گرفته و با استفاده از دادههای موجود در متن رمانها، فرآیند بلوغ شخصیتهای دختر نوجوان بهطور مجزا و مقایسهای مورد ارزیابی قرارگرفته است. یافتهها نشان میدهد که در رمان دلقک، بلوغ بیشتر بر ابعاد فرهنگی و معنوی تمرکز دارد، درحالیکه در زیبا صدایم کن، بلوغ بهویژه در ابعاد اجتماعی، سیاسی و شناختی نمود پیداکرده است. درنهایت، تفاوتهای بازنمایی بلوغ در این دو رمان نشاندهنده تفاوتهای دیدگاه نویسندگان زن و مرد است، که بهطور خاص در چگونگی توجه به پیچیدگیهای روانشناختی و اجتماعی شخصیتهای نوجوان مشاهده میشود. این پژوهش بهویژه به بررسی نقش جنسیت در بازتاب بلوغ در ادبیات کودک و نوجوان پرداخته است.
فرزانه آقاپور
چکیده
فرایند معناسازی و خوانش در ادبیات نوجوان بهخاطر موقعیت مخاطب نوجوان اهمیتی ویژه دارد. هدف پژوهش حاضر، خوانش و بررسی شبکهی درهمتنیدهِی نمادها و نشانگان متنی در رمان خواهران تاریک، اثر مهدی رجبی ...
بیشتر
فرایند معناسازی و خوانش در ادبیات نوجوان بهخاطر موقعیت مخاطب نوجوان اهمیتی ویژه دارد. هدف پژوهش حاضر، خوانش و بررسی شبکهی درهمتنیدهِی نمادها و نشانگان متنی در رمان خواهران تاریک، اثر مهدی رجبی با توجه به نظریهی امبرتو اکو و مفهومهای «متن باز» و «خوانندهی نمونه» است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفیتفسیری است. متن باز به خواننده مجال خوانش و تفسیر چندگانه را میدهد، اما متن بسته خواننده را به یک تفسیر درست و معتبر هدایت میکند. براساس تحلیلها، خواهران تاریک به «متن باز» نزدیک میشود و «خوانندهی نمونه»اش را خوانندهای منتقد، حساس به واژگان، نشانهها و نمادها و ارتباطهای درونمتنی تعریف میکند. خواهران تاریک به خواننده مجال ژرفکاوی و عاملیت در فرایند خوانش میدهد و برای او تعیین تکلیف نمیکند. ابهام و نشانههای درهمتنیده فرایند تولید معنا را گشوده نگه میدارند و راه خوانش یگانه و سرراست را سد میکنند. فرایند کشف و ساختن معنا پیچیده است و متن با بهرهگیری از تکنیکهایی همچون خلأهای زمانی، سایهی فروافتاده بر ذهنیت و ادراک شخصیت اصلی رمان بهواسطهی بیماری، دالهای چندمدلولی و نمادهای عام و شخصی تکرارشونده و مرتبط در ساختار و محتوا (ازجمله طلسم، حلزون، چاه، مه، جنگل) خواننده را به فعالانه خواندن و ساخت معناها و تفسیرهای گوناگون رهنمون میشود، اما در پایانبندی رمان، نویسنده نتوانسته است شبکهی نمادها را منسجم کند. ابهامهای مخل، به پیرنگ آسیب زدهاند و در روساخت، پرسشهای فراوانی بیپاسخ میمانند. چنین متنهایی در ادبیات نوجوان ایران اندکاند و بهدلیل نزدیکشدن به ماهیت چندصدا، کنجکاو و انتقادی نوجوانی، ردهای تازه از مخاطب نمونهی نوجوان را در قیاس با متنهای همتای خود تعریف میکنند. نوجوانان امروز، دستکم خوانندگان جدی ادبیات نوجوان، بیش از متنهای بسته، مشتاق متنهای گشودهای هستند که در آنها تنها ابژهی روایی به حساب نیایند، بلکه بخشی از فرایند ساختنش باشند و سرخوشانه در ابهام ساختاری و بازیگوشانهاش غوطه بخورند.
یاسمین زندیه؛ سجاد نجفی بهزادی؛ ذبیح الله کاوه
چکیده
سلیگمن(Seligman) بنیانگذار روانشناسی مثبتگرا، مؤلفههای مختلفی از جمله شادی، امید، خوشبینی، تاب آوری و خودکارآمدی را به عنوان عناصر کلیدی خوشبختی و رفاه روانشناختی معرفی کرد. توجه به مؤلفههای ...
بیشتر
سلیگمن(Seligman) بنیانگذار روانشناسی مثبتگرا، مؤلفههای مختلفی از جمله شادی، امید، خوشبینی، تاب آوری و خودکارآمدی را به عنوان عناصر کلیدی خوشبختی و رفاه روانشناختی معرفی کرد. توجه به مؤلفههای روانشناسی مثبتگرا و انعکاس آنها در آثار کودکان و نوجوانان، نقش مهم و تعیینکنندهای در زندگی آنها دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، اشعار منتخب نوجوان براساس مؤلفههای روانشناسی مثبتگرا بررسی و تحلیل شده است. اشعار بررسی شده از مجموعه اشعار نوجوان امروز انتشارات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است. نتایج پژوهش نشان داد که از میان مؤلفههای روانشناسی مثبتگرا در میان حدود 400 نمونه شعری، مولفة امید و امیدواری با 57 مورد، شادی با 43 مورد و تابآوری با 15 مورد، بیشترین و خود کارآمدی با 13 و خوشبینی با 11 مورد، کمترین استفاده و کاربرد را داشتهاند. بسامد و کاربرد بالای مؤلفه امید و شادی نکته مثبت و قابل توجهی است که میتواند برای نوجوان مهم و تاثیرگذار باشد. اینکه بعد از هر ناامیدی و تنهایی، سرانجام موجی از نور و امید و شادی دیده میشود، تجربة قابل تأملی برای نوجوان است.
علی عباسی؛ آندیا عبائی؛ سارا شریفی
چکیده
ادراکِ زمان و فضا نزد انسان موجب شکلگیریِ یک پیوستار ذهنی میشود؛ از طریق یادآوریِ گذشته میتوان به مرور تجربههایِ سپریشده در دنیای گذشته نائل آمد و تصورِ آینده باعث جدایی میان انسان و زمانِ حال ...
بیشتر
ادراکِ زمان و فضا نزد انسان موجب شکلگیریِ یک پیوستار ذهنی میشود؛ از طریق یادآوریِ گذشته میتوان به مرور تجربههایِ سپریشده در دنیای گذشته نائل آمد و تصورِ آینده باعث جدایی میان انسان و زمانِ حال میشود. فضای «خانه» بهعنوان فضایی که انسان بهطور مستمر در آن پناه میجوید، جایگاه متمایزی با فضاهای دیگر دارد. هدف از این پژوهش دستیابی به ادراکِ زمانِ مکانمند درارتباط با فضای خانه است. چگونه پیوستگیِ زمانهای گذشته- حال – آینده در فضای خانه نزد ادراکِ انسان تبیین میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا از طریق رهیافت پدیدارشناسیِ هوسرل، نحوۀ ادراکِ انسان از «زمان» مورد بررسی قرار میگیرد. سپس، بر اساس تخیلشناسیِ فضا در بوطیقای فضا اثر گاستون باشلار، ارتباط میان ادراکِ زمانی-مکانی و فضای خانه مطالعه میشود. درنهایت، با اتکاء بر نظریاتِ هوسرل و باشلار، جایگاه خانه به مثابۀ محل همگرایی ادراکاتِ سهگانۀ زمانی-مکانی در رمان باخانمان اثر هکتور مالو مورد تحلیل قرار میگیرد. بهعنوان نتیجه، «خانه» فضایی است که نزد قهرمان نوجوان داستان دارای کارکردی ویژه در معناسازیِ تجربۀ او از زمان و فضا است، چراکه به تحقق «خاطره» و «رویا» در ذهن او میانجامد. به همین سبب است که فضای خانه میتواند همچون نیروی نظمدهنده باعث ایجاد پیوستگی میان زمانهای سهگانه در ادراک انسان شود.
راضیه ربانی یکتا؛ فرشته عبدلی برازجانی
چکیده
این پژوهش به بررسی چگونگی انتقال مفاهیم «اقتدار» و «عاملیت کودک» در دو ترجمه فارسی از رمان کلاسیک «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» میپردازد. با بهکارگیری رویکردی ترکیبی—شامل تحلیل ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی چگونگی انتقال مفاهیم «اقتدار» و «عاملیت کودک» در دو ترجمه فارسی از رمان کلاسیک «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» میپردازد. با بهکارگیری رویکردی ترکیبی—شامل تحلیل پیکرهای متون، نظرسنجی از ۱۵۰ کودک ایرانی و گروههای متمرکز ۶۰ نفره—این مطالعه نشان میدهد که انتخابهای واژگانی و عناصر فرامتنی مانند پیشگفتار و طراحی جلد، چه نقشی در شکلدهی به برداشت کودکان از شخصیت آلیس ایفا میکنند. ترجمه مهناز فصیحی، با پیش گرفتن رویکرد «بیگانهسازی»، سرکشی و پرسشگری آلیس را حفظ کرده و تصویری قدرتمند و کنشگر از او ارائه میدهد. در مقابل، ترجمه علی حبیبیان، با اتخاذ راهبرد «بومیسازی» و استفاده از آیین تعارف فارسی، مقاومت آشکار آلیس را تعدیل کرده و اقتدار شخصیتهای بزرگسال را برجسته میسازد. نتایج نظرسنجی نشان داد کودکان، بهویژه آنان که ساکن شهرها هستند یا آشنایی بیشتری با رسانههای غربی دارند، نسخه فصیحی را ترجیح داده و آلیس را شخصیتی بااعتمادبهنفستر و پرسشگرتر میدانند. دادههای گروههای متمرکز نیز آشکار ساخت که کودکان نقشی فعال در تفسیر معنا دارند و برداشتهای آنان تحت تأثیر بافتهای اجتماعی و فرهنگی قرار میگیرد. این پژوهش تأکید میکند که ترجمه ادبیات کودک، عرصهای مهم برای تبادلات فرهنگی و شکلدهی به معنای اقتدار و عاملیت است و در این فرآیند، ترکیب راهبردهای زبانی و عناصر فرامتنی نقشی کلیدی ایفا میکنند. چنین پژوهشی، افقهای تازهای در درک ترجمه به عنوان فرایندی فرهنگی و گفتوگومحور میگشاید.
عاطفه جمالی؛ مریم راه بانی
چکیده
بینامتنیت در ادبیات نوجوان نه تنها یک تکنیک ادبی که راهبردی فرهنگی و آموزشی است. این رویکرد با پیوندزدن نوجوانان به میراث فرهنگی، متون جهانی و رسانههای معاصر، آنها را به خوانندگانی فعال تبدیل میکند. ...
بیشتر
بینامتنیت در ادبیات نوجوان نه تنها یک تکنیک ادبی که راهبردی فرهنگی و آموزشی است. این رویکرد با پیوندزدن نوجوانان به میراث فرهنگی، متون جهانی و رسانههای معاصر، آنها را به خوانندگانی فعال تبدیل میکند. از این منظر، ادبیات نوجوان نقشی فراتر از سرگرمی دارد و به عرصهای برای پرورش هویت، تفکر انتقادی و خلاقیت بدل میشود. در این مطالعهی تطبیقی با رویکردی کیفی و بر بنیاد تحلیل متن، مناسبات بینامتنی رمانِ فارسیِ کاخ اژدها (آرمان آرین) و رمانِ کلاسیکِ دره گل سرخ (آسترید لیندگرن) در پرتو نظریهی ژرار ژنت بررسی میشود. هر دو روایت از الگوی مشترکِ «فقدان/فاجعه برای گذار به جهانی دیگر» پیروی میکنند و شامل چندین سازهی روایی از جمله پیوندهای خانوادگی، الگوی «اشتباه اولیه در شناسایی خائن»، و ایستگاهِ «کلبه/پیرزنِ قصهگو» هستند. با این حال، آرین با «دستکاری خلاقانه» و بومیسازی نمادها، نامها و مکانها ساختار فانتزیِ لیندگرن را به یک بیشمتنِ اسطورهای ـ فرهنگی تبدیل کرده است. از منظر ژنت، این فرایند را میتوان «جابجایی جدی» همراه با عنصر «بازیوارگی» دانست: حفظِ ساختارِ بنیادینِ پیشمتن در کنار گسترشِ معنایی و ملیسازیِ مضامین. علاوهبراین، دادهها نشان میدهند که ترجمهی پیشمتنی که نویسنده در نوجوانی خوانده است (پیشمتنِ ترجمهشده) در شکلگیریِ بیشمتنِ آرین نقشساز بوده است. پس کاخ اژدها تقلید صرف نیست بلکه بازآفرینی خلاقانهای است که قابلیتِ الگوهای جهانی فانتزی را در بستری محلی و تاریخمند بازتعریف میکند. یافتهها به فهم بهترِ چیستیِ اقتباسِ بینامتنی در ادبیات نوجوان و نقشِ پیشمتنهای کودکی در تولیدِ بیشمتنهای بومی کمک میکنند.
فرزانه فروزانی؛ زهرا دهقان
چکیده
تحلیل و بررسی آثار ادبی داستانی بهعنوان آیینهای از زندگی اجتماعی انسانها، روشی کارآمد برای ارزیابی کیفیت این آثار محسوب میشود. بررسی رفتارهای غیرکلامی که حوزهای نسبتاً نوظهور است، شامل تمام ...
بیشتر
تحلیل و بررسی آثار ادبی داستانی بهعنوان آیینهای از زندگی اجتماعی انسانها، روشی کارآمد برای ارزیابی کیفیت این آثار محسوب میشود. بررسی رفتارهای غیرکلامی که حوزهای نسبتاً نوظهور است، شامل تمام حرکات بدن، حالات چهره، رفتارهای چشمی، ویژگیهای صوتی، نشانههای محیطی و مصنوعات میشود. بررسی این مؤلفههای غیرکلامی و کنشهای توصیفی در متون داستانی، علاوه بر ارتقای فهم کیفی اثر، امکان شناخت عمیقتر شخصیتهای داستانی را که بازتابی از جامعهاند، فراهم میآورد. پژوهش حاضر، با روش توصیفیتحلیلی و مبتنیبر مطالعات کتابخانهای، به تحلیل مؤلفههای غیرکلامی و توصیفی در داستان خمره نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی پرداخته است. یافتهها نشان میدهد رفتارهای غیرکلامی و توصیفی نهتنها پیامهای مهمی دربارۀ احساسات و حالات درونی شخصیتها منتقل میکنند، بلکه نقش اساسی در فضاسازی، صحنهپردازی و شخصیتپردازی دارند و به پویایی روایت کمک میکنند. افزون بر این، این مؤلفهها در تقویت ارتباط مؤثر بین خواننده و متن داستانی نقش کلیدی ایفا میکنند. مرادی کرمانی در این داستان از انواع حالت چهره و رفتارهای چشم، رفتارهای حرکتی و رفتارهای آوایی بهویژه نامآواها بهره برده است. حالت اصلی چهره شامل خندیدن و گریه کردن برای نشان دادن احساسات مثبت و منفی از سایر حالتها بارزتر است. نمونههای آماری نشان میدهد که رفتارهای حرکتی در اغلب موارد کارکرد تکمیلی و جانشینی دارند و رفتار چشم پیام بررسی جزئیات و کسب اطلاع را میرساند و اغلب از نوع نگاه دقیق یا پرهیز از نگاه است. همچنین، تأکید بر استفاده از نامآواها و صدای عناصر طبیعی و حیوانات، نقش محیط را در غنای داستان برجستهتر میسازد. ازسویدیگر، بررسی دقیقتر زبان بدن شخصیتها، تغییرات تن صدا و ریتم کلام، میتواند درک خواننده را از لایههای پنهان روایت و تعاملات میان شخصیتها عمیقتر کند و کیفیت روایت را ارتقا دهد.
نصرت حجازی
چکیده
این پژوهش به بررسی ترجمه پینماهای طنز برای مخاطبان کودک و نوجوان اختصاص دارد و با تمرکز بر راهبردهای متناسبسازی فرهنگی و ترجمه بینانشانهای، نمونههایی از مجموعههای ماجراهای تنتن و پروندههای ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی ترجمه پینماهای طنز برای مخاطبان کودک و نوجوان اختصاص دارد و با تمرکز بر راهبردهای متناسبسازی فرهنگی و ترجمه بینانشانهای، نمونههایی از مجموعههای ماجراهای تنتن و پروندههای جفجوردان در ترجمه فارسی را تحلیل میکند. دغدغه اصلی آن است که مترجم چگونه میتواند انسجام صوری-متنی عناصر بصری حامل معانی فرهنگی را حفظ کند، بهویژه زمانی که این عناصر در فرهنگ مقصد ناآشنا، نامناسب یا حتی تابو تلقی میشوند. پرسش مشخص آن است که آیا مترجم باید عناصر حساس فرهنگی را با هنجارهای محلی همسو سازد یا رنگ و بوی فرهنگی متن مبدأ را حفظ کند؟برای پاسخ به این پرسش، پیکره پژوهش به بررسی راهبردهای ترجمه بینانشانهای و نحوه بازنمایی عناصر گرافیکی و پیرامتنی در نسخههای فارسی آثار منتخب از دو مجموعه مذکور اختصاص یافته است. تحلیل نظری بر پایه مفهوم چندوجهیتی در ترجمه (کایندل، ۲۰۰۴)، نشانهمعناشناسی فرهنگی (کرس و ونلیووِن، ۲۰۰۶)، و انسجام نحو بصری و ماده گرافیکی (اسکاچلووا، ۲۰۱۴) بنا شده است.یافتهها با نظریه زبان تصویری نیل کوهن همراستا بوده و نشان میدهند که ترجمه پینما برای کودک و نوجوان، نوعی میانجیگری فرهنگی پیچیده است که فراتر از انتقال زبانی صرف عمل میکند. چالش اصلی نهتنها در انتقال عناصر کلامی-تصویری، بلکه در مهندسی مجدد انسجام بینانشانهای در سطوح فرهنگی، نشانهمعناشناختی و ساختاری-گرافیکی نهفته است. ترجمه موفق مستلزم تلفیق خلاقانه بومیسازی و بیگانگی است، بهگونهای که ترجمه هم وفادارانه باشد و هم مهندسیشده. مراحل بعدی ترجمه باید به سوی دریافت شناختی و تجربی مخاطب کودک و نوجوان سوق یابد.در نهایت، پژوهشهای آتی میتوانند به تحلیل تطبیقی ژانرهای مختلف پینما در فرهنگهای گوناگون، از جمله مانگاهای ژاپنی و پینماهای ابرقهرمانی آمریکایی، یا مقایسه ترجمههای فارسی با نسخههای عربی و ترکی بپردازند تا افقهای فرهنگی و ایدئولوژیک متنوعتری ترسیم گردد.