<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علمی پژوهشی مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز</title>
    <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>مجله علمی پژوهشی مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رمان نوجوان، متنی باز برای خواننده‌ای گشوده تفسیر نمادها و نشانگان درهم‌تنیده در رمان خواهران تاریک برمبنای نظریه‌ی تفسیر امبرتو اکو</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8316.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;فرایند معناسازی و خوانش در ادبیات نوجوان به‌خاطر موقعیت مخاطب نوجوان اهمیتی ویژه دارد. هدف پژوهش حاضر، خوانش و بررسی شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ِی نمادها و نشانگان متنی در رمان خواهران تاریک، اثر مهدی رجبی باتوجه‌به نظریه‌ی امبرتو اکو و مفهوم‌های &amp;amp;laquo;متن باز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خواننده‌ی نمونه&amp;amp;raquo; است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی‌تفسیری است. متن باز به خواننده مجال خوانش و تفسیر چندگانه را می‌دهد، اما متن بسته خواننده را به یک تفسیر درست و معتبر هدایت می‌کند. براساس تحلیل‌ها، خواهران تاریک به &amp;amp;laquo;متن باز&amp;amp;raquo; نزدیک می‌شود و &amp;amp;laquo;خواننده‌ی نمونه&amp;amp;raquo;‌اش را خواننده‌ای منتقد، حساس به واژگان، نشانه‌ها و نمادها و ارتباط‌های درون‌متنی تعریف می‌کند. خواهران تاریک به خواننده مجال ژرف‌کاوی و عاملیت در فرایند خوانش می‌دهد و برای او تعیین تکلیف نمی‌کند. ابهام و نشانه‌های درهم‌تنیده فرایند تولید معنا را گشوده نگه می‌دارند و راه خوانش یگانه و سرراست را سد می‌کنند. فرایند کشف و ساختن معنا پیچیده است و متن با بهره‌گیری از تکنیک‌هایی همچون خلأهای زمانی، سایه‌ی فروافتاده بر ذهنیت و ادراک شخصیت اصلی رمان به‌واسطه‌ی بیماری، دال‌های چندمدلولی و نمادهای عام و شخصی تکرارشونده و مرتبط در ساختار و محتوا (ازجمله طلسم، حلزون، چاه، مه، جنگل) خواننده را به فعالانه خواندن و ساخت معناها و تفسیرهای گوناگون رهنمون می‌شود، اما در پایان‌بندی رمان، نویسنده نتوانسته است شبکه‌ی نمادها را منسجم کند. ابهام‌های مخل، به پیرنگ آسیب زده‌اند و در روساخت، پرسش‌های فراوانی بی‌پاسخ می‌مانند. چنین متن‌هایی در ادبیات نوجوان ایران اندک‌اند و به‌دلیل نزدیک‌شدن به ماهیت چندصدا، کنجکاو و انتقادی نوجوانی، رده‌ای تازه از مخاطب نمونه‌ی نوجوان را در قیاس با متن‌های همتای خود تعریف می‌کنند. نوجوانان امروز، دست‌کم خوانندگان جدی ادبیات نوجوان، بیش از متن‌های بسته، مشتاق متن‌های گشوده‌ای هستند که در آن‌ها تنها ابژه‌ی روایی به حساب نیایند، بلکه بخشی از فرایند ساختنش باشند و سرخوشانه در ابهام ساختاری و بازی‌گوشانه‌اش غوطه بخورند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روان‌شناختی سوژه‌ی نوجوان در رمان «زیبا صدایم کن» برمبنای روان‌شناسی فردنگر آلفرد آدلر</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8669.html</link>
      <description>روان‌شناسی ادبیات در تحلیل لایه‌های ژرفِ شخصیت‌های داستانی نقش مهمی ایفا می‌کند و در این میان، نظریه‌ی روان‌شناسی فردنگرِ آلفرد آدلر با تبیین روند تکامل شخصیتیِ فرد در جریان زندگی اجتماعی و خودآگاهش، چارچوبی برای تحلیل شخصیت‌های داستانی فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با تکیه بر روان‌شناسی فردنگر آدلر، به تحلیل روان‌شناختی شخصیت &amp;amp;laquo;زیبا&amp;amp;raquo;، سوژه‌ی نوجوان رمان &amp;amp;laquo;زیبا صدایم کن&amp;amp;raquo; (1394) اثر فرهاد حسن‌زاده، می‌پردازد؛ رمانی که در خلال روایت زندگی سوژه‌ی نوجوان داستان، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، مسائل مهمی از وضعیت کودکان بدسرپرست را بازنمایی کرده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که زیبا در اثر عوامل محیطی نظیر غفلت والدین و طردشدگی اجتماعی به &amp;amp;laquo;عقده‌ی حقارت&amp;amp;raquo; دچار شده و سبک زندگی او به‌تدریج به سمت تیپ شخصیتی &amp;amp;laquo;دوری‌گزین&amp;amp;raquo; سوق یافته است. روایت داستان، فرآیندهای ذهنی، شخصیتی و رفتاریِ زیبا در تلاش برای غلبه بر عقده‌ی حقارت، جبران محرومیت‌ها و بازسازی هویت فردی را به تصویر می‌کشد، اما شرایط محیطی و اجتماعی به شکل‌گیری هویتی شکننده در او منجر شده است که بیانگر تأثیر شرایط محیطی بر مسیر تکامل شخصیتیِ نوجوانان آسیب‌پذیر و بدسرپرست است. روایت داستان از این طریق، اهمیت حمایت‌های عاطفی و اجتماعی در مسیر رشد شخصیتیِ چنین افرادی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خیال، مفهومی بینارشته ‎ای در ادبیات کودک</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8626.html</link>
      <description>در مقاله‌ی حاضر به بررسی اهمیت عنصر خیال در ادبیات کودک از منظر میان‌رشته‌ای می‌پردازیم. بر اساس دیدگاه‌های جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان، کودکی ساخته‌و‌پرداخته‌ی فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف است و مفهوم آن در هر جامعه متغیر است. به‌تبع آن ادبیات کودک نیز از رشته‌های مختلفی چون روان‌شناسی، فلسفه، زبان‌شناسی و علوم تربیتی بهره‌مند می&amp;amp;lrm;شود. یکی از عناصر کلیدی در آثار ادبی برای کودکان، خیال است که نقش حلقه&amp;amp;lrm;ی ارتباط میان دنیای محسوسات و معقولات را ایفا می‌کند. در فلسفه، عرفان و روان‌شناسی، خیال به‌عنوان واسطه‌ای بین جهان مادی و عالم معقول شناخته می‌شود که در آن، تخیل و خلاقیت نقش محوری دارند. در ادبیات کودک، خیال به‌عنوان نیروی محرک در آفرینش هنری، توسعه&amp;amp;lrm;ی مهارت‌های زبانی، تقویت خلاقیت و ابزار مقابله با ترس‌ها و نیازهای روانی کودکان شناخته می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد که خیالی که در فلسفه، عرفان و روان‌شناسی بررسی می‌شود، شباهت‌های زیادی با خیال کودکانه دارد و می‌تواند به‌عنوان حلقه‌ای میان‌رشته‌ای، نقش مهمی در توسعه&amp;amp;lrm;ی ادبیات کودک و فهم عمیق‌تر نیازهای روانی و شناختی آنان ایفا کند. در نتیجه، بایسته است شناخت و توجه به عنصر خیال در ادبیات کودک، به‌عنوان یکی از پایه‌های اساسی در طراحی و تولید آثار ادبی برای کودکان مدّنظر قرار گیرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی فضای سوم در ادبیات مهاجرت نوجوان: بررسی رمان خانه خودمان اثر سینتیا کادوهاتا از منظر هومی بابا</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8768.html</link>
      <description>ادبیات مهاجرت یکی از شاخه‌های مهم ادبیات پسااستعماری است که امکان بازنمایی تجربه‌های زیسته مهاجران را در بسترهای فرهنگی متکثر فراهم می‌کند. نظریه &amp;amp;laquo;فضای سوم&amp;amp;raquo; هومی بابا با تأکید بر هویت‌های سیال، در حال شدن و میان‌فرهنگی، ابزاری نظری برای تحلیل چنین متونی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با بهره‌گیری از تحلیل محتوا، به بررسی بازنمایی فضای سوم در رمان خانه خودمان اثر سینتیا کادوهاتا می‌پردازد. در این رمان، تجربه‌های زبانی، نژادی، نسلی و اقتصادی شخصیت‌های نوجوان مهاجر به‌گونه‌ای روایت می‌شود که منجر به شکل‌گیری هویتی میان‌جایی، آمیخته و چندلایه می‌گردد. این هویت، نه تماماً متعلق به فرهنگ مبدأ است و نه به فرهنگ مقصد، بلکه در فضایی بینابینی و سیال شکل می‌گیرد. تحلیل عناصر روایی، نظیر تضادهای فرهنگی، شکاف‌های زبانی، تجربه‌ی نابرابری و موقعیت‌های تبعیض‌آمیز، نشان می‌دهد که رمان با زبانی ساده اما چندلایه، مفاهیم پیچیده‌ای چون بیگانگی، سازگاری، بازتعریف خود و تنش‌های هویتی را به مخاطب نوجوان منتقل می‌کند. یافته‌های پژوهش بر نقش ادبیات نوجوان در تبیین مفاهیم پسااستعماری و کمک به درک بهتر موقعیت‌های هویتی مهاجران در جهان معاصر تأکید دارد.واژه‌های کلیدی: پسااستعمار، ادبیات مهاجرت، هومی بابا، فضای سوم، خانه خودمان&amp;amp;emsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت توجه به فانتزی در کتاب‌ فارسی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8625.html</link>
      <description>نگاهی گذرا به کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصیلی نشان می‌دهد که توجه به تأثیر داستان‌های فانتزی در تعلیم‌و‌تربیت کودکان و نوجوانان از نظر آموزش‌وپرورش و مؤلفان کتاب‌های درسی مغفول مانده است. این پژوهش بر لزوم توجه به فانتزی در کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان تأکید می‌کند؛ بدین‌منظور نگارندگان با بررسی و تحلیل محتوای مجموعاً 212 درس از کتاب فارسی پایه‌ی‌ اول دبستان تا پایه‌ی‌ دوازدهم به این نتیجه رسیده‌است که سهم فانتزی در کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان کمتر از چهار درصد است و این مقدار باتوجه‌به تأثیر فانتزی بر جنبه‌های مختلف ذهنی و رفتاری کودکان و نوجوانان بسیار ناچیز و تقریباً هیچ است. پژوهش حاضر به‌شیوه‌ی تحلیل محتوا در قالب جدول و نمودار، بسامد فانتزی را در کتاب فارسی دانش‌آموزان هر سه مقطع تحصیلی بررسی کرده ‌است. سپس ضمن توجه‌دادن مسؤولان نظام آموزش‌و‌پرورش و مسؤولان امر نوشتن کتاب‌های درسی به کارکردها و تأثیرات فانتزی در زندگی کودکان و نوجوانان، پیشنهادهایی را برای گنجاندن این گونه‌‌ی ادبی در کتاب فارسی دانش‌آموزان ارائه داده است. کارکردهای فانتزی؛ به‌ویژه کارکرد تعلیمی و اخلاقی آن همسو با بیانیه‌ی سند تحول بنیادین آموزش‌و‌پرورش و هم جهت با اهدافی است که در مقدمه‌ی کتاب‌های فارسی به آن اشاره شده ‌است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتدار و عاملیت در دو ترجمه فارسی آلیس در سرزمین عجایب</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8448.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی چگونگی انتقال مفاهیم &amp;amp;laquo;اقتدار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عاملیت کودک&amp;amp;raquo; در دو ترجمه فارسی از رمان کلاسیک &amp;amp;laquo;ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب&amp;amp;raquo; می‌پردازد. با به‌کارگیری رویکردی ترکیبی&amp;amp;mdash;شامل تحلیل پیکره‌ای متون، نظرسنجی از ۱۵۰ کودک ایرانی و گروه‌های متمرکز ۶۰ نفره&amp;amp;mdash;این مطالعه نشان می‌دهد که انتخاب‌های واژگانی و عناصر فرامتنی مانند پیش‌گفتار و طراحی جلد، چه نقشی در شکل‌دهی به برداشت کودکان از شخصیت آلیس ایفا می‌کنند. ترجمه مهناز فصیحی، با پیش گرفتن رویکرد &amp;amp;laquo;بیگانه‌سازی&amp;amp;raquo;، سرکشی و پرسشگری آلیس را حفظ کرده و تصویری قدرتمند و کنشگر از او ارائه می‌دهد. در مقابل، ترجمه علی حبیبیان، با اتخاذ راهبرد &amp;amp;laquo;بومی‌سازی&amp;amp;raquo; و استفاده از آیین تعارف فارسی، مقاومت آشکار آلیس را تعدیل کرده و اقتدار شخصیت‌های بزرگسال را برجسته می‌سازد. نتایج نظرسنجی نشان داد کودکان، به‌ویژه آنان که ساکن شهرها هستند یا آشنایی بیشتری با رسانه‌های غربی دارند، نسخه فصیحی را ترجیح داده و آلیس را شخصیتی بااعتمادبه‌نفس‌تر و پرسشگرتر می‌دانند. داده‌های گروه‌های متمرکز نیز آشکار ساخت که کودکان نقشی فعال در تفسیر معنا دارند و برداشت‌های آنان تحت تأثیر بافت‌های اجتماعی و فرهنگی قرار می‌گیرد. این پژوهش تأکید می‌کند که ترجمه ادبیات کودک، عرصه‌ای مهم برای تبادلات فرهنگی و شکل‌دهی به معنای اقتدار و عاملیت است و در این فرآیند، ترکیب راهبردهای زبانی و عناصر فرامتنی نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. چنین پژوهشی، افق‌های تازه‌ای در درک ترجمه به عنوان فرایندی فرهنگی و گفت‌وگومحور می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به ظرفیت‏ های خلق اسپین آف انیمیشنی از جهانِ داستان حماسه‏ ی ایرانی با تأکید بر قصه‏ ی کک کوهزاد</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8221.html</link>
      <description>استفاده از ادبیات حماسی ایران برای خلق یک جهانِ داستانی بزرگ و شکل‌دادن به یک فرانچایز سرگرمی&amp;amp;rlm;سازی براساس آثار این نوع ادبی و شخصیت&amp;amp;rlm;های مشترک، یکی از گستره&amp;amp;rlm;های تعامل ادبیات و سینماست که می&amp;amp;rlm;توان در چارچوب ساخت انواع اسپین&amp;amp;rlm;آف از متون مختلف با محوریت انواع قهرمان/ ضدقهرمان از این مجموعه&amp;amp;rlm;ی گسترده، جهانِ تصویری متناسبی با رویکردهای ابرقهرمانی، مشابه جهان&amp;amp;rlm;های خلق‌شده در سینمای ابرقهرمانی جهان، خلق کرده و هربار یکی از این آثار را با درنظرگرفتن جهانِ داستانی مشترک و در ارتباط با کلیت این مجموعه، در ژانرهای مختلف و ازجمله انیمیشن، بازتولید اقتباسی کرد از این زاویه در این مقاله تلاش می&amp;amp;rlm;شود به روش توصیفی‌تحلیلی به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که آیا می&amp;amp;rlm;توان از داستان کک کوهزاد به‌عنوان ماجرای یک ابرشرور و رویارویی&amp;amp;rlm;اش با رستم نوجوان در ساخت اسپین&amp;amp;rlm;آفی انیمیشنی و اقتباسی از جهانِ حماسه&amp;amp;rlm;ی ایرانی استفاده کرد؟ به نظر می&amp;amp;rlm;رسد با تأکید بر وجوه تصویرساز این داستان مانند وجود انواع اغراق در ساختار و محتوا و تمرکز بر روند زندگی ضدقهرمان شامل چگونگی تولد، کنش&amp;amp;rlm;ها و سرانجام این شخصیت با استفاده از متن و سایر متون مرتبط و روایات عامه و شفاهی به‌عنوان بستر گسترش ماجراها ذیل یک جهانِ داستانی حماسی مشترک، می&amp;amp;rlm;توان مسیر تکامل یک ضدقهرمان را دست&amp;amp;rlm;مایه&amp;amp;rlm;ی اقتباس قرار داده و از این اثر به‌عنوان معبری برای ورود به جهانِ بزرگ داستان حماسه&amp;amp;rlm;های ایران با فاصله‌گرفتن از روش&amp;amp;rlm;های بیان کلاسیک و نزدیک‌شدن به بازنمایی داستان&amp;amp;rlm;ها در سینمای امروز جهان بهره&amp;amp;rlm;برداری نمود.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل مؤلفه‌های غیرکلامی و کنش‌های توصیفی در داستان خمره اثر هوشنگ مرادی کرمانی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8496.html</link>
      <description>تحلیل و بررسی آثار ادبی داستانی به‌عنوان آیینه‌ای از زندگی اجتماعی انسان‌ها، روشی کارآمد برای ارزیابی کیفیت این آثار محسوب می‌شود. بررسی رفتارهای غیرکلامی که حوزه‌ای نسبتاً نوظهور است، شامل تمام حرکات بدن، حالات چهره، رفتارهای چشمی، ویژگی‌های صوتی، نشانه‌های محیطی و مصنوعات می‌شود. بررسی این مؤلفه‌های غیرکلامی و کنش‌های توصیفی در متون داستانی، علاوه بر ارتقای فهم کیفی اثر، امکان شناخت عمیق‌تر شخصیت‌های داستانی را که بازتابی از جامعه‌اند، فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی‌تحلیلی و مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌ای، به تحلیل مؤلفه‌های غیرکلامی و توصیفی در داستان خمره نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد رفتارهای غیرکلامی و توصیفی نه‌تنها پیام‌های مهمی دربارۀ احساسات و حالات درونی شخصیت‌ها منتقل می‌کنند، بلکه نقش اساسی در فضاسازی، صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی دارند و به پویایی روایت کمک می‌کنند. افزون بر این، این مؤلفه‌ها در تقویت ارتباط مؤثر بین خواننده و متن داستانی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. مرادی کرمانی در این داستان از انواع حالت چهره و رفتارهای چشم، رفتارهای حرکتی و رفتارهای آوایی به‌ویژه نام‌آواها بهره برده است. حالت اصلی چهره شامل خندیدن و گریه کردن برای نشان دادن احساسات مثبت و منفی از سایر حالت‌ها بارزتر است. نمونه‌های آماری نشان می‌دهد که رفتارهای حرکتی در اغلب موارد کارکرد تکمیلی و جانشینی دارند و رفتار چشم پیام بررسی جزئیات و کسب اطلاع را می‌رساند و اغلب از نوع نگاه دقیق یا پرهیز از نگاه است. همچنین، تأکید بر استفاده از نام‌آواها و صدای عناصر طبیعی و حیوانات، نقش محیط را در غنای داستان برجسته‌تر می‌سازد. ازسوی‌دیگر، بررسی دقیق‌تر زبان بدن شخصیت‌ها، تغییرات تن صدا و ریتم کلام، می‌تواند درک خواننده را از لایه‌های پنهان روایت و تعاملات میان شخصیت‌ها عمیق‌تر کند و کیفیت روایت را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر اقلیم بر آوازهای کودکانه‌ی بلوچی و کارکردهای تعلیمی آنها</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8202.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;ترانهها و آوازهای کودکان بخشی از ادبیات عامه هستند و همانند دیگر آثار ادبیات عامه از طبیعت، اقلیم و بطن زندگی و اجتماع متولد و در آن ماندگار میشوند. بخش عمده‌ی ادبیات عامه‌ی بلوچی و از آن جمله انواع آثار ادبیات شفاهی و عامه‌ی مربوط به کودکان مکتوب و منتشر نشدهاند و چنانچه ثبت و بررسی و منتشر نشوند، ممکن است یا برخی از آنها از بین بروند یا به‌تناسب روزگار تغییرات زیادی در آنها رخ بدهد و نتوانیم به این میراثهای فرهنگی که از گذشته به ارث رسیدهاند، دست یابیم و بخشی از شناختمان درباره‌ی این مردم ناقص بماند. این نوشتار می‌کوشد از چنین منظری به ادبیات کودکان بلوچ بپردازد. نمونه‌های پژوهشی این مقاله حاصل پژوهشهای میدانی و تلاشی برای ثبت، معرفی و تحلیل این آثار است و تلاش شده است، جلوههای اقلیم و کارکردهای تعلیمیِ بخشی از ترانههای کودکانه بلوچی به روش توصیفی‌تحلیلی بررسی شوند. در این ترانهها و آوازها بخشی از زیستبوم و فرهنگ بلوچ نمایان است. این ترانههای کودکانه چه ساخته‌ی ذهن و زبان کودکان باشند و چه بزرگ‌سالان ، جنبه‌ی تعلیمی نیز در آنها درخور توجه است. حتی گاه به الفاظ مهملگونهای برمیخوریم که نقش اصلی آنها تکمیلکنندگی وزن و موسیقی است. این عبارتها و جملات نیز به‌دلیل نقشی که برای تقویت احساس موسیقی در ذهن و زبان کودک دارند، ارزش تعلیمی دارند و شایان توجه هستند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;* استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولایت، ایرانشهر، ایران m.dehani@velayat.ac.irتاریخ دریافت مقاله: 24/1/1404، تاریخ پذیرش مقاله: 1/6/1404</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بینامتنیت اقتباسی رمان "کاخ اژدها" براساس نظریه‌ی ژرار ژنت: از نانگیالا تا پارسه</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8492.html</link>
      <description>بینامتنیت در ادبیات نوجوان نه تنها یک تکنیک ادبی که راهبردی فرهنگی و آموزشی است. این رویکرد با پیوندزدن نوجوانان به میراث فرهنگی، متون جهانی و رسانه‌های معاصر، آن‌ها را به خوانندگانی فعال تبدیل می‌کند. از این منظر، ادبیات نوجوان نقشی فراتر از سرگرمی دارد و به عرصه‌ای برای پرورش هویت، تفکر انتقادی و خلاقیت بدل می‌شود. در این مطالعه‌ی تطبیقی با رویکردی کیفی و بر بنیاد تحلیل متن، مناسبات بینامتنی رمانِ فارسیِ کاخ اژدها (آرمان آرین) و رمانِ کلاسیکِ دره گل سرخ (آسترید لیندگرن) در پرتو نظریه‌ی ژرار ژنت بررسی می‌شود. هر دو روایت از الگوی مشترکِ &amp;amp;laquo;فقدان/فاجعه برای گذار به جهانی دیگر&amp;amp;raquo; پیروی می‌کنند و شامل چندین سازه‌ی روایی از جمله پیوندهای خانوادگی، الگوی &amp;amp;laquo;اشتباه اولیه در شناسایی خائن&amp;amp;raquo;، و ایستگاهِ &amp;amp;laquo;کلبه/پیرزنِ قصه‌گو&amp;amp;raquo; هستند. با این حال، آرین با &amp;amp;laquo;دستکاری خلاقانه&amp;amp;raquo; و بومی‌سازی نمادها، نام‌ها و مکان‌ها ساختار فانتزیِ لیندگرن را به یک بیش‌متنِ اسطوره‌ای ـ فرهنگی تبدیل کرده است. از منظر ژنت، این فرایند را می‌توان &amp;amp;laquo;جابجایی جدی&amp;amp;raquo; همراه با عنصر &amp;amp;laquo;بازی‌وارگی&amp;amp;raquo; دانست: حفظِ ساختارِ بنیادینِ پیش‌متن در کنار گسترشِ معنایی و ملی‌سازیِ مضامین. علاوه‌براین، داده‌ها نشان می‌دهند که ترجمه‌ی پیش‌متنی که نویسنده در نوجوانی خوانده است (پیش‌متنِ ترجمه‌شده) در شکل‌گیریِ بیش‌متنِ آرین نقش‌ساز بوده است. پس کاخ اژدها تقلید صرف نیست بلکه بازآفرینی خلاقانه‌ای است که قابلیتِ الگوهای جهانی فانتزی را در بستری محلی و تاریخ‌مند بازتعریف می‌کند. یافته‌ها به فهم بهترِ چیستیِ اقتباسِ بینامتنی در ادبیات نوجوان و نقشِ پیش‌متن‌های کودکی در تولیدِ بیش‌متن‌های بومی کمک می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر کاربرد واژه‌های روزمره در ماندگاری شعرهای کودک مصطفی رحماندوست</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8193.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;مصطفی رحماندوست (1329) را می‌توان یکی از شاعران شاخص کودک و نوجوان دانست که در غنا و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان به‌ویژه شعر کودک تأثیر بسیاری داشته است. آثار او در حوزه‌ی شعر کودک از انقلاب اسلامی تا امروز از اقبال بسیاری برخوردار بوده‌ است. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در ماندگاری اشعار او مؤثر بوده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد کاربست زبان عامیانه با مؤلفه‌هایی چون واژگان، تعابیر و عبارات، کنایه و ضرب المثل و... نیز سهم بسزایی داشته باشند که از این میان، واژگان روزمره به‌مثابه پربسامدترین عناصر زبان عامیانه در ماندگاری شعرهایش مؤثرتر عمل کرده‌اند. بنابراین هدف مشخص جستار، بررسی‌ تأثیر کاربرد واژه‌های روزمره در ماندگاری شعرهای رحماندوست و به‌طور مشخص در هجده مجموعه شعر او به روش توصیفی‌تحلیلی و به شیوه‌ی استقرایی است. در بررسی اشعار او چهارده گونه‌ مختلف از واژه‌های روزمره ذیل سه عنوان کلی واژه‌های روزمره، واژه‌های مربوط به مفاهیم و بن‌مایه‌های روزمره و واژه‌های مربوط به محیط زندگی مردم به دست آمد که همگی برخاسته از تجربیات روزمره و زندگی عادی کودکان است. یافته‌های پژوهش نشان داد کاربرد این واژه‌ها که از جهان واقعی کودکان نشأت گرفته‌اند و مطابق با اندیشه و تخیل کودکان هستند، در گام نخست با ایجاد تصاویری زنده و پویا از زندگی روزمره‌ی کودکان و سپس با تقویت حس همدلی و روابط عاطفی و ایجاد صمیمیت و همراهی با کودکان، باعث نزدیکی زبان رحماندوست به زبان کودکان و اقبال اشعار او و درنهایت ماندگاری آثارش در ذهن و زبان کودکان تا سال‌ها حتی یک عمر شده‌ است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>فلسفه و تربیت در آئینه کتاب­ های تصویری­ داستانی: چارچوبی مفهومی درباب قابلیت­ های عام فلسفی­ تربیتی کتاب­ های تصویری­ داستانی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8764.html</link>
      <description>کتاب‌های تصویری‌داستانی، به‌عنوان یکی از نخستین مواجهه‌های کودکان با جهان مفاهیم، نه تنها رسانه‌ای آموزشی و لذت‌بخش، بلکه محملی غنی برای انتقال مفاهیم پیچیده هستند. این پژوهش کیفی با هدف کشف قابلیت‌های بنیادین فلسفی‌تربیتی در این آثار، به تحلیل ۱۵ کتاب تصویری‌داستانی شاخص (۴ ایرانی و ۱۱ بین‌المللی) پرداخته است. داده‌ها از طریق &amp;amp;laquo; خوانش و تحلیل فلسفی-تربیتی&amp;amp;raquo; متون و تصاویر گردآوری و با استفاده از روش &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای تاملی فکری&amp;amp;raquo; و کدگذاری سه‌مرحله‌ای کوربین (2014) (باز، محوری و گزینشی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. فرآیند تحلیل که از ۱۰۲ کد اولیه آغاز شد، با 15 مولفه ادامه یافت و در نهایت به استخراج چهار قابلیت عام و به هم پیوسته منجر گردید که چارچوب مفهومی این پژوهش را تشکیل می‌دهند. این قابلیت-های عام چهارگانه عبارتند از: ۱) تفکر دیالکتیکی (درک پدیده‌ها از طریق تضاد و تغییر زاویه دید)، ۲) عاملیت خلاق (توانایی اقدام هدفمند و تغییردهنده)، ۳) اخلاق رابطه‌ای (تعامل مبتنی بر همدلی و مسئولیت متقابل)، و ۴) کندوکاومعنای وجودی (پرسش‌گری از هویت و جایگاه انسان در جهان). یافته‌ها مؤید آن است که این قابلیت‌های عام چهارگانه، به‌عنوان زیرساختی یکپارچه، در گستره‌ای متنوع از کتاب‌های تصویری‌داستانی حاضر هستند و لایه‌های عمیق فلسفی‌تربیتی آن‌ها را شکل می‌دهند. این چارچوب می‌تواند مبنایی برای نویسندگان و تصویرگران در خلق، ارزیابی و گزینش آگاهانه کتاب ، متخصصان ادبیات کودک و برنامه‌ریزی درسی و طراحی گفت‌وگوهای فلسفی با کودکان فراهم آورد و درک ظرفیت فلسفی‌تربیتی این متون را برای جامعه پژوهشی و تربیتی فراتر از کارکرد سرگرمی‌ساده آن‌ها قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا در اشعار منتخب نوجوان</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8310.html</link>
      <description>سلیگمن (Seligman) بنیان‌گذار روان‌شناسی مثبت‌گرا، مؤلفه‌های مختلفی از جمله شادی، امید، خوش‌بینی، تاب‌آوری و خودکارآمدی را به‌عنوان عناصر کلیدی خوشبختی و رفاه روان‌شناختی معرفی کرده است. توجه به مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا و انعکاس آن‌ها در آثار کودکان و نوجوانان، نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در زندگی آن‌ها دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی، اشعار منتخب نوجوان براساس مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا بررسی و تحلیل شده است. اشعار بررسی‌شده از مجموعه اشعار نوجوان امروز، انتشارات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است. نتایج پژوهش نشان داد که از میان مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا در میان حدود چهارصد نمونه شعری از مجموعه اشعار نوجوان، مولفه‌ی امید و امیدواری با 57 نمونه، شادی با 43 نمونه و تاب‌آوری با&amp;amp;nbsp; پانزده نمونه، بیشترین و خودکارآمدی با سیزده و خوش‌بینی با&amp;amp;nbsp; یازده نمونه، کمترین استفاده و کاربرد را داشته ‌است. در مجموعه اشعار شاعرانی چون: مهدیه نظری (نه نمونه)، داود لطف‌الله (هفت نمونه) و افسانه شعبان نژاد (شش نمونه)، مؤلفه‌ی امید و امیدواری بیشترین کاربرد و بسامد را داشته است و در شعر شاعرانی چون مهدی مرادی، محمود پوروهاب، کمال شفیعی، حامد محقق، داود لطف‌الله و منیره هاشمی مؤلفه‌های تاب‌آوری و خوش‌بینی مشاهده نشده است. فاضل ترکمن (سه نمونه) و جمال‌الدین اکرمی (سه نمونه) در مقایسه با دیگر شاعران از مؤلفه‌ی خودکارآمدی بیشتر استفاده کرده‌اند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترجمه پی‏نماهای طنز برای مخاطب کودک و نوجوان: ملاحظات بینانشانه‏ای و راهبردهای متناسب‏سازی در مجموعه ماجراهای تن‏تن و پرونده‏های جف‏جوردان به فارسی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8502.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی ترجمه پی‌نماهای طنز برای مخاطبان کودک و نوجوان اختصاص دارد و با تمرکز بر راهبردهای متناسب‌سازی فرهنگی و ترجمه بینانشانه‌ای، نمونه‌هایی از مجموعه‌های ماجراهای تن‌تن و پرونده‌های جف&amp;amp;rlm;جوردان در ترجمه فارسی را تحلیل می‌کند. دغدغه اصلی آن است که مترجم چگونه می‌تواند انسجام صوری-متنی عناصر بصری حامل معانی فرهنگی را حفظ کند، به‌ویژه زمانی که این عناصر در فرهنگ مقصد ناآشنا، نامناسب یا حتی تابو تلقی می‌شوند. پرسش مشخص آن است که آیا مترجم باید عناصر حساس فرهنگی را با هنجارهای محلی همسو سازد یا رنگ و بوی فرهنگی متن مبدأ را حفظ کند؟برای پاسخ به این پرسش، پیکره پژوهش به بررسی راهبردهای ترجمه بینانشانه‌ای و نحوه بازنمایی عناصر گرافیکی و پیرامتنی در نسخه‌های فارسی آثار منتخب از دو مجموعه مذکور اختصاص یافته است. تحلیل نظری بر پایه مفهوم چندوجهیتی در ترجمه (کایندل، ۲۰۰۴)، نشانه‌معناشناسی فرهنگی (کرس و ون‌لیووِن، ۲۰۰۶)، و انسجام نحو بصری و ماده گرافیکی (اسکاچلووا، ۲۰۱۴) بنا شده است.یافته‌ها با نظریه زبان تصویری نیل کوهن هم‌راستا بوده و نشان می‌دهند که ترجمه پی‌نما برای کودک و نوجوان، نوعی میانجیگری فرهنگی پیچیده است که فراتر از انتقال زبانی صرف عمل می‌کند. چالش اصلی نه‌تنها در انتقال عناصر کلامی-تصویری، بلکه در مهندسی مجدد انسجام بینانشانه‌ای در سطوح فرهنگی، نشانه‌معناشناختی و ساختاری-گرافیکی نهفته است. ترجمه موفق مستلزم تلفیق خلاقانه بومی‌سازی و بیگانگی است، به‌گونه‌ای که ترجمه هم وفادارانه باشد و هم مهندسی‌شده. مراحل بعدی ترجمه باید به سوی دریافت شناختی و تجربی مخاطب کودک و نوجوان سوق یابد.در نهایت، پژوهش‌های آتی می‌توانند به تحلیل تطبیقی ژانرهای مختلف پی‌نما در فرهنگ‌های گوناگون، از جمله مانگاهای ژاپنی و پی‌نماهای ابرقهرمانی آمریکایی، یا مقایسه ترجمه‌های فارسی با نسخه‌های عربی و ترکی بپردازند تا افق‌های فرهنگی و ایدئولوژیک متنوع‌تری ترسیم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی فرایند بلوغ در رمان‌های نوجوان: بررسی تطبیقی دلقک و زیبا صدایم کن</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8307.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل مقایسه‌ای انواع بلوغ در شخصیت‌های دختر نوجوان رمان‌های دلقک (1391) اثر هدی حدادی و زیبا صدایم کن (1393) اثر فرهاد حسن‌زاده پرداخته است. هدف اصلی پژوهش بررسی نحوه‌ی بازنمایی بلوغ جسمی، عاطفی، سیاسی و اجتماعی در این دو رمان و تحلیل تفاوت‌های نگرشی نویسندگان زن و مرد درزمینه‌‌های مختلف بلوغ است. این پژوهش به روش تحلیلی‌مقایسه‌ای صورت گرفته و با استفاده از داده‌های موجود در متن رمان‌ها، فرایند بلوغ شخصیت‌های دختر نوجوان به‌طور مجزا و مقایسه‌ای ارزیابی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در رمان دلقک، بلوغ بیشتر بر ابعاد فرهنگی و معنوی تمرکز دارد، درحالی‌که در زیبا صدایم کن، بلوغ به‌ویژه در ابعاد اجتماعی، سیاسی و شناختی نمود پیداکرده است. درنهایت، تفاوت‌های بازنمایی بلوغ در این دو رمان نشان‌دهنده‌ی تفاوت‌های دیدگاه نویسندگان زن و مرد است که به‌طور خاص در چگونگی توجه به پیچیدگی‌های روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت‌های نوجوان مشاهده می‌شود. این پژوهش به‌ویژه به بررسی نقش جنسیت در بازتاب بلوغ در ادبیات کودک و نوجوان پرداخته است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>شگردهای شوخ طبعی در مجموعه اشعار « ترانه‌های نی‌نی کوچولو » و « اتل متل ترانه» ( ناصر کشاورز) ویژه کودکان گروه سنی «الف»</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8765.html</link>
      <description>با توجه به زمزمه‌های لالایی، اهمیت هیچانه‌ها و توجه به متون ریتمیک، شعر کودک گروه سنی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo; به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقوله‌های ادبی تلقی می‌شود. در اشعار بعضی از شاعران توانمند کودکان از شگردهای شوخ‌طبعی مناسب با سن ایشان استفاده‌شده است. شوخ‌طبعی در اشعار کودکان با طنز و هجو، معنایی متفاوت دارد. کودکان با استفاده از مضامین خاصی احساس خنده را تجربه می‌کنند، گاهی این مضامین به‌قدری ساده و بی‌آلایش هستند که بزرگ‌سالان از درک و توجه به آن غافل می‌شوند. آگاهی از شگردهای شوخ‌طبعی در آثار کودکان در گروه سنی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo; به‌منظور شناخت از روحیات ایشان برای آفرینش‌های خلاق ادبی صورت می‌گیرد، زیرا با استفاده از این آگاهی، کیفیت تولیدات آثار کودکان به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت و میزان رضایت کودکان و والدین از کتاب‌های شعر این رده سنی زیاد می‌شود. ناصر کشاورز به‌عنوان یکی از شاعران سرشناس معاصر در سرایش اشعار کودکان با نگرشی شوخ طبعانه به شعر کودکان نگریسته است. در این پژوهش که به‌صورت کیفی_توصیفی و بینا رشته‌ای همگام با علوم روانشناسی و به روش کتابخانه‌ای در دو مجموعه شش‌جلدی &amp;amp;laquo; نی‌نی کوچولو&amp;amp;raquo; و پنج جلدی &amp;amp;laquo;اتل متل ترانه&amp;amp;raquo; (مخصوص گروه سنی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo;) صورت گرفته است، مؤلفه‌هایی نظیر: (ارتباط با حشرات و حیوانات، درک ناکامل و ناآگاهی از پدیده‌های طبیعی، اشتباهات عمدی، ناهنجاری مضمون، آشنایی‌زدایی، شبیه‌سازی و شوخ‌طبعی موقعیتی، رفتاری) مهم‌ترین شگردهای شوخ‌طبعی در اشعار این گروه از کودکان شناخته می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همگرایی زمان‌های سه‌گانه در مأوای«خانه»؛ بازتاب بوطیقای فضا در رمان باخانمان اثر هکتور مالو</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8356.html</link>
      <description>ادراکِ زمان و فضا نزد انسان موجب شکل‌گیریِ یک پیوستار ذهنی می‌شود؛ از طریق یادآوریِ گذشته می‌توان به مرور تجربه‌هایِ سپری‌شده در دنیای گذشته نائل آمد و تصورِ آینده باعث جدایی میان انسان و زمانِ حال می‌شود. فضای &amp;amp;laquo;خانه&amp;amp;raquo; به‌عنوان فضایی که انسان به‌طور مستمر در آن پناه می‌جوید، جایگاه متمایزی با فضاهای دیگر دارد. هدف از این پژوهش دستیابی به ادراکِ زمانِ مکانمند در ارتباط با فضای خانه است. چگونه پیوستگیِ زمان‌های &amp;amp;laquo;گذشته، حال، آینده&amp;amp;raquo; در فضای خانه نزد ادراکِ انسان تبیین می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا از طریق رهیافت پدیدارشناسیِ هوسرل، نحوه‌ی ادراکِ انسان از &amp;amp;laquo;زمان&amp;amp;raquo; بررسی می‌شود. سپس براساس تخیل‌شناسیِ فضا در بوطیقای فضا اثر گاستون باشلار، ارتباط میان ادراکِ زمانی‌مکانی و فضای خانه مطالعه می‌شود. درنهایت، با اتکاء بر نظریاتِ هوسرل و باشلار، جایگاه خانه به‌مثابه‌ محل همگرایی ادراکاتِ سه‌گانه‌ی زمانی‌مکانی در رمان باخانمان اثر هکتور مالو تحلیل می‌شود. به‌عنوان نتیجه، &amp;amp;laquo;خانه&amp;amp;raquo; فضایی است که نزد قهرمان نوجوان داستان دارای کارکردی ویژه در معناسازیِ تجربه‌ی او از زمان و فضا است، زیرا به تحقق &amp;amp;laquo;خاطره&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویا&amp;amp;raquo; در ذهن او می‌انجامد. به همین سبب است که فضای خانه می‌تواند همچون نیروی نظم‌دهنده باعث ایجاد پیوستگی میان زمان‌های سه‌گانه در ادراک انسان شود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ریخت‌شناختی آزمون سه‌پند در قصه‌های عامیانۀ ایرانی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8682.html</link>
      <description>این مقاله با هدف تحلیل ریخت‌شناختی الگوی &amp;amp;laquo;آزمون سه‌پند&amp;amp;raquo; در قصه‌های عامیانۀ ایرانی تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین ساختار روایی و کارکردهای مضمونی قصه‌هایی است که در آن‌ها قهرمان سه پند یا اندرز دریافت می‌کند و سرنوشت او در پی عمل یا ترک آن‌ها رقم می‌خورد. پیکره پژوهش شامل ده قصه منتخب از مجموعه قصه‌های عامیانۀ ایرانی است که واجد ساختار سه‌پند هستند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل ریخت‌شناختی با اتکا به الگوی کارکردی پراپ است.نتایج نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;آزمون سه‌پند&amp;amp;raquo; به‌عنوان یک خویشکاری تکرارشونده، نقشی تعیین‌کننده در پیشبرد پیرنگ دارد و غالباً با الگوی آزمون، دریافت شیء ارزشمند، و دگرگونی وضعیت قهرمان همراه است. از نظر مضمونی، این قصه‌ها بر مفاهیمی چون شیوه‌های معیشت، مشروعیت اقتصادی، تبدیل و دگرگونی، و انتقال دانایی از سوی شخصیت مرشد تأکید دارند. عدد سه در این ساختار نه صرفاً یک عنصر کمّی، بلکه سازوکاری روایی برای تعلیق، تأکید و تثبیت پیام اخلاقی است.یافته‌ها نشان می‌دهد که قصه‌های سه‌پند افزون بر کارکرد تعلیمی، در سامان‌دهی ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی نیز نقش دارند و الگویی نسبتاً پایدار از انتقال دانایی را بازنمایی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی طبیعی‌سازی خشونت در آثار هوشنگ مرادی‌کرمانی؛ مطالعه موردی:مربای شیرین، شما که غریبه نیستید، قصه‌های مجید</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8222.html</link>
      <description>داستان‌ها بخشی از ادبیات هستند که با خوانش هر یک از آن‌ها، ایدئولوژی خاصی به خواننده منتقل می‌شود. بسیاری از این ایدئولوژی‌ها در متن پنهان‌اند و برخی در نگاه اول بسیار عادی و طبیعی به نظر می‌رسند. در این مقاله، کتاب‌های مربای شیرین، شما که غریبه نیستید و قصه‌های مجید اثر هوشنگ مرادی‌کرمانی با خوانشی انتقادی، از منظر طبیعی‌سازی بررسی می‌شوند. نظریه‌ی طبیعی‌سازی بخشی از نظریه‌ی تحلیل انتقادی گفتمان است و به روشن‌کردن ایدئولوژی‌های پنهان در اصطلاحات، عبارات و گفت‌وگوها و کنش‌هایی می‌پردازد که به ظاهر عادی به نظر می‌رسند. بدین منظور، کتاب‌های بررسی‌شده، از نظر طبیعی‌سازی خشونت در فضاسازی‌ها و لحن داستان و شخصیت‌ها بررسی شدند و همچنین کاربرد کنایه‌ها و عبارات در این حوزه بررسی شد. نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهند که در این داستان‌ها در فضاسازی‌ها و لحن داستان طبیعی‌سازی خشونت انجام گرفته و کنایه‌ها و عباراتی که به‌طور غیرمستقیم بر خشونت دلالت دارند، استفاده شده‌اند که در کل خشونت در کلام، بسیار عادی و طبیعی جلوه داده شده است. علاوه‌بر این‌ها استفاده از طنز در موقعیت‌هایی که به خشم پرداخته شده، از حس منفی خشونت کاسته و این احساسات را طبیعی‌سازی کرده است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی کهن‌الگوی کودک به‌مثابه سوژه‌ای آستانه‌ای در شعر سهراب سپهری</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8621.html</link>
      <description>در جهان شعری سهراب سپهری، &amp;amp;laquo;کودک&amp;amp;raquo; صرفاً یادگار دورانی از زندگی یا تصویری نوستالژیک از گذشته نیست، بلکه حضوری نمادین و آستانه‌ای است که در مرز میان آگاهی و ناخودآگاه، طبیعت و فرهنگ، زبان و سکوت، و زمان اسطوره‌ای و زمان تاریخی شکل می‌گیرد. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ و مفهوم آستانگی، به بازخوانی کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که کودک در این جهان شعری نه یک مرحلۀ زیستی، بلکه ساختاری نمادین و موقعیتی آستانه‌ای است که در آن امکان گسست از نظم تثبیت‌شدۀ معنا و تجربه‌کردن افقی دیگر از ادراک فراهم می‌شود. پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با تمرکز بر مؤلفه‌هایی چون ادراک بی‌واسطه، سادگی ادراکی، تعلیق معنا و نسبت سوژه با طبیعت، نشان می‌دهد که کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری منطق آستانگی را فعال می‌کند و به تعلیق دوگانه‌های تثبیت‌شده در تجربه انسانی می‌انجامد. یافته‌ها حاکی از آن است که سپهری کودک را نه به‌مثابه هویتی ثابت یا نمادی صرفاً اخلاقی، بلکه به‌عنوان سوژه‌ای گشوده، ناتمام و در حال شدن بازنمایی می‌کند؛ سوژه‌ای که در آستانۀ دگرگونی روانی و وجودی قرار دارد و امکان پیوندی تازه با حقیقت هستی را فراهم می‌آورد. از این منظر، کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری به سازوکاری بنیادین برای بازسازی نسبت انسان با جهان بدل می‌شود و نقشی محوری در شکل‌گیری افق معنایی و منطق زیبایی‌شناختی شعر او ایفا می‌کند. همچنین این خوانش می‌تواند چشم‌اندازی نظری برای مطالعات ادبیات کودک فراهم آورد و با رویکردهای معاصر این حوزه که بر عاملیت کودک، سیالیت هویت و عبور از مرزهای ثابت تأکید دارند، وارد گفت‌وگویی سازنده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی آرای محمودکیانوش درباره شعر کودک با تکیه برشعرهای عباس یمینی‎ شریف</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8136.html</link>
      <description>محمود کیانوش از پیشگامان و نظریه&amp;amp;lrm;پردازان شعر کودک است. او در کتاب شعر کودک در ایران، با ارائه‌ی بیانه&amp;amp;lrm;ای &amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;درباره‌ی بایدها و نبایدهای شعر کودک، در ضمن بیان نظرات خود، شعرهای عباس یمینی&amp;amp;lrm;شریف&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm; را نقد کرده است. کیانوش بر این باور است که یمینی&amp;amp;lrm;شریف، شاعر کودک نیست. تعدادی از شاعران و نظریه‌پردازان شعر کودک نیز به پیروی از کیانوش، جایگاه شعری یمینی&amp;amp;lrm;شریف &amp;amp;lrm;و نقش او در حیات شعر کودک را کم&amp;amp;lrm;رنگ می‌دانند. در این مقاله کوشیده‌ایم به روش نقدِ نقد و با تطبیق اشعار کتاب&amp;amp;lrm;های آواز فرشتگان، آوای نوگلان و گل&amp;amp;lrm;های گویا از عباس یمینی&amp;amp;lrm;شریف با نظریات کیانوش این نقدها را از نظر علمی و منطقی ارزیابی کنیم و ثابت کنیم که بسیاری از ادعاهای کیانوش درباره‌ی یمینی شریف، جانبدارانه و بر پایه‌ی احساس شخصی اوست. باتوجه‌به آنکه شعرهای یمینی&amp;amp;lrm;شریف &amp;amp;lrm;قبل از نظریات کیانوش منتشر شده است، اثبات این باور می‌تواند به تغییر نگاهی نو به یمینی&amp;amp;lrm;شریف و نیز بیانیه‌ی کیانوش منجر شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترسیم ساختار فکری و پویاییِ موضوعیِ مجله‌ی مطالعات ادبیات کودک</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8862.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت شناسایی الگوهای موضوعی حاکم بر انتشارات علمی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار فکری و پویاییِ موضوعیِ مجله‌ی مطالعات ادبیات کودک انجام شد. این پژوهش یک مطالعه کاربردی است که با رویکرد توصبفی_تحلیلی و با استفاده از شاخص‌های علم‌سنجی و تحلیل هم‌رخدادی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی کلیدواژه‌های مقاله‌های منتشر شده در 32 شماره از این مجله‌ است. دادهها با استفاده از نرم‌افزارهای مایکروسافت اکسل، وی.اُ.اِس.ویوور یو.سی.آی.نت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که شبکه هم‌رخدادی مجله‌ی مطالعات ادبیات کودک، شبکه‌ای با یک گره محوری قدرتمند &amp;amp;laquo;ادبیات کودک&amp;amp;raquo; و گره‌های پل‌ساز کلیدی همچون &amp;amp;laquo;فانتزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کودک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رمان نوجوان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازنویسی&amp;amp;raquo; است که خوشه‌های مختلف موضوعی را به یکدیگر پیوند داده‌اند. حضور همزمان نظریه‌پردازان غربی و ایرانی، متون کلاسیک و مدرن، و رویکردهای نظری و کاربردی در مقاله‌های مجله، نشان از بلوغ نسبی این انتشارات و ارتباط آن با جریان‌های جهانی دارد. چارچوب‌های فکری حاکم بر این مجله طی دوره‌های انتشار، از ساختارگرایی کلاسیک به‌سوی رویکردهای تفسیری و مخاطب‌محور و نهایتاً به پساساختارگرایی میان‌رشته‌ای تحول یافته است. پیوندهای نوظهوری که در این شبکه شناسایی شدند، نشان‌دهنده کاربست نظریه‌های جدید در تحلیل متون کلاسیک و معاصر و شکل‌گیری گفتمان‌های ترکیبی در مقاله‌های این مجله هستند. ظهور مفاهیم جدیدی مانند &amp;amp;laquo;هیجان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استوری‌تیک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فناوری هوش مصنوعی&amp;amp;raquo;، چشم‌اندازهای تازه‌ای را برای آینده پژوهش در عرصه فناوری‌های دیجیتال در این مجله ترسیم می‌کند. این روندها با تحولات جهانی در این حوزه هماهنگ است و نشان‌دهنده پیوند پژوهش‌های مجله با جریان‌های بین‌المللی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کودک، خانواده و ارزش‌های بوم‌محور در کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی: بررسی سه کتاب تصویری به خاطر خرس‌های قطبی، بلوط سبز، کوچ روزبه</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8101.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;هدف پژوهش پیش رو بررسی گزیده‌ای از کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی براساس ارزش‌های بوم‌محور و فهم چگونگی بازنمایی ارتباط و نسبت خانواده و کودک با زیست‌بوم در این آثار است. باتوجه‌به تشدید بحران‌های اقلیمی و زیست‌محیطی و ضرورت فراهم‌کردن فرصت یادگیری‌های بوم‌محور برای کودکان، کتاب‌های تصویری می‌توانند محملی اثرگذار برای اشاعه‌ی بوم‌محوری باشند و نقد این آثار به درک قابلیت‌ها و کاستی‌های آن‌ها کمک می‌کند. ازاین‌رو، سه کتاب داستانی‌تصویری ایرانی به روش نمونه‌گیری هدفمند از میان فهرست کتاب‌های برگزیده‌ی شورای کتاب کودک با مضمون‌های محیط‌زیستی انتخاب شدند. پس از گردآوری داده‌ها به‌صورت اسنادی، متن آثار (کلام و تصاویر) به روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی و تحلیل تأملی بررسی شدند تا به دو پرسش اصلی پاسخ داده شود: 1. در کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی ارتباط کودک، خانواده و طبیعت/ زیست‌بوم چگونه بازنمایی شده است؟ 2. خانواده چگونه می‌تواند در ایجاد یا عدم ایجاد فرصت‌هایی برای یادگیری ارزش‌های بوم‌محور و اخلاق زیست‌محیطی نقش داشته‌‌باشد؟ بررسی ارتباط میان &amp;amp;laquo;کودک- خانواده- طبیعت&amp;amp;raquo; در نمونه‌های واکاوی‌شده نشان می‌دهد که در کوچ روزبه، این ارتباط سه‌سویه به‌دلیل ریشه‌داربودن توجه‌ به ارزش‌های بوم‌محور در خانواده، قوی‌تر از دو اثر دیگر است. بی‌تفاوتی خانواده نسبت‌به طبیعت در به خاطر خرس‌های قطبی و تقابل خانواده با طبیعت در بلوط سبز، کودک را به سمت ارزش‌گذاری و کنش‌گری مستقل از خانواده سوق می‌دهد. از منظر بازنمایی ارزش‌های بوم‌محور نیز بلوط سبز، سرنخ‌های بیشتری از کیفیت این ارزش‌گذاری نزد کودک را به مخاطب عرضه می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپردازی آموزشی مفاهیم مثنوی معنوی ویژۀ نوجوانان بر پایۀ الگوی زبامغز</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8666.html</link>
      <description>با توجّه به شکل‌گیری شخصیّت در دوران نوجوانی و نقش چشم‌گیر فرهنگ در آن، به نظر می‌رسد استفاده از متون ادبی به ویژه داستان‌های مثنوی معنوی تأثیر بسزایی در آشنایی نوجوانان با فرهنگ اصیل ایرانی داشته باشد؛ زیرا داستان‌ها از جمله ابزار مناسب در تربیت نوجوانان به شمار می‌آیند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف معرفی الگوی زبامغز به عنوان روشی مؤثر در تولید محتوای داستان‌های مثنوی برای نوجوانان انجام شده است. این الگو توسط پیش‌قدم (2020) با الهام از نظریۀ مغزهای سه‌گانۀ مک‌لین و ارتباط زبان با چهار مؤلفۀ فرهنگ (زباهنگ)، تفکر (زبافکر)، هیجان (زباهیجان) و حواس (زباحواس) طراحی شده است. به همین منظور ضمن تشریح چگونگی تولید داستان بر اساس الگوی زبامغز، یک نمونه از داستان‌های مثنوی با عنوان &amp;amp;laquo;گریختن عاشق از عسس و یافتن معشوق خود در باغ&amp;amp;raquo; که به مقولۀ ناامیدی به عنوان یکی از شایع‌ترین عوارض ناشی از بحران هویّت اشاره دارد، بر اساس آن تولید شده است. طبق این الگو فراگیران از رهگذر متن داستان با فرهنگ نهفته در آن آشنا می‌شوند. با هدف توجّه به هیجانات فراگیران در انتخاب متن و تولید آن از داستان‌هایی با بار معنایی مثبت استفاده می‌شود و برای درگیر کردن حواس آنان نیز ضمن استفاده از تصاویر مختلف و طرّاحی تمرین‌هایی که منجر به فعّال شدن حواس حدّاکثری می‌شود، وزن حسّی واژگان نیز مورد توجّه قرار می‌گیرد. در نهایت با ساده‌سازی متن در حد سطح دانش و فهم فراگیران و توضیح واژگان و عبارات دشوار به آنان در درک بهتر و عمیق‌تر مطالب و به تبع آن تفکّر صحیح کمک رسانده می‌شود. در نتیجه به نظر می‌رسد می‌توان با نگارش داستان‌های مثنوی از رهگذر الگوی زبامغز به نوجوانان در درک بهتر محتوا و شکل‌گیری سحیح شخسیّت آنان یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست نظریة همکاری گرایس در تحلیل دیالوگ‌ها و نظام معنایی مجموعه «قصه‌هایی از امام رضا (ع)» اثر مژگان شیخی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8731.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی الگوهای ارتباطی، ساختار معنایی و شیوه‌های تعامل گفتاری در مجموعه &amp;amp;laquo;قصه‌هایی از امام رضا (ع)&amp;amp;raquo; اثر مژگان شیخی، بر اساس نظریة همکاری گرایس انجام شده است. نظریة گرایس با تأکید بر چهار اصل بنیادین کمیت، کیفیت، ربط و شیوه، چارچوبی کارآمد برای تحلیل گفت‌وگوها و کشف دلالت‌های ضمنی در متون روایی فراهم می‌آورد؛ به‌ویژه در ادبیات دینی کودک که وضوح، انسجام و انتقال مؤثر مفاهیم تربیتی، اهمیت ویژه‌ای دارد. این پژوهش با روش تحلیل گفتمان پراگماتیک و از طریق بررسی دقیق دیالوگ‌های میان شخصیت‌ها، به ارزیابی میزان رعایت یا نقض اصل‌های مکالمه‌ای و نقش آن‌ها در پیشبرد روایت و انتقال پیام‌های رضوی پرداخته است. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که نویسنده در بیشتر موارد با گزینش زبانی ساده، قابل‌فهم و متناسب با توان شناختی مخاطب خردسال، اصل‌های همکاری را رعایت کرده است؛ با این حال، مواردی از نقض هدایت‌شدة اصل‌های ربط و کمیت نیز مشاهده می‌شود که اغلب برای ایجاد کنش روایی، برجسته‌سازی پیام‌های اخلاقی و افزایش توجه مخاطب به نکات تربیتی به‌کار رفته‌اند. بررسی دلالت‌های ضمنی موجود در دیالوگ‌ها نشان می‌دهد که شیخی از ظرفیت‌های ضمن‌معنایی برای انتقال غیرمستقیم مفاهیم دینی استفاده مؤثری کرده است؛ به‌گونه‌ای که پیام‌های رضوی بدون پیچیدگی زبانی، اما با عمق معنایی قابل توجه در ذهن کودک تثبیت می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کاربست اصول گرایس در ادبیات دینی کودک می‌تواند منجر به خلق متونی شود که علاوه بر جذابیت روایی، از انسجام گفتاری و کارآمدی تربیتی نیز برخوردار باشند. این نتایج می‌تواند برای نویسندگان، منتقدان و پژوهشگران ادبیات کودک در حوزه روایات دینی راه‌گشا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی کودک کار در شعرهای «دودکش‌پاک‌کن» از ویلیام بلیک و «کودک کوزه‌گر» از پروین اعتصامی بر مبنای نظریه گفتمان و بازنمایی استوارت هال</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8955.html</link>
      <description>این مقاله به بازنمایی مقایسه‌ای کودک کار در شعرهای &amp;amp;laquo;دودکش‌پاک‌کن&amp;amp;raquo; از ویلیام بلیک و &amp;amp;laquo;کودک کوزه‌گر&amp;amp;raquo; از پروین اعتصامی بر مبنای نظریه گفتمان و بازنمایی استوارت هال می‌پردازد. بازنمایی کودک در این اشعار سازوکاری گفتمانی برای تولید معنا و نقد اجتماعی است که از خلال موقعیت کودک، نسبت او با ساختارهای قدرت و نابرابری‌های اجتماعی او در آینة ادبیات منعکس می‌شود. روش تحقیق تحلیلی&amp;amp;ndash;توصیفی و مبتنی بر یادداشت‌برداری کتابخانه‌ای است. هدف پژوهش، بررسی نقش کودک به‌عنوان کانون تولید معنا و تحلیل شباهت‌های ساختاری و معناشناختی بازنمایی او در دو شعر بر مبنای مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی است. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که در هر دو شعر، کودک هم نماد آسیب و معصومیت و هم به عنوان سوژة دانایی افشاگر بحران‌های اخلاقی و اقتصادی جامعه است که با کار اجباری و محرومیت مالی، امکان بازنمایی نابرابری‌ها و نقد ساختارهای اجتماعی را فراهم می‌کند. نتایج پژوهش کارآمدی نظریة گفتمان و بازنمایی هال در تحلیل بازنمایی سوژه‌های حاشیه‌ای و تولید معنا در ادبیات کودک را به روشنی اثبات می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند تروماتیک و رشد روانی شخصیت بل در انیمیشن «دیو و دلبر»: بررسی دلبستگی اضطرابی، سندرم استکهلم و کهن‌الگوهای فردیت‌یابی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8752.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل روان‌شناختی شخصیت بل و رابطه او با دیو در انیمیشن دیو و دلبر انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا، سکانس‌ها، دیالوگ‌ها، کنش‌های رفتاری و نشانه‌های هیجانی شخصیت‌ها را بر اساس سه چارچوب نظری شامل سندرم استکهلم، نظریه دلبستگی و کهن‌الگوهای فردیت‌یابی بررسی کرده است. داده‌های پژوهش از طریق مشاهده مکرر انیمیشن، استخراج صحنه‌های کلیدی و کدگذاری مفاهیم روان‌شناختی مرتبط گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد که رابطه بل و دیو در آغاز، دارای مؤلفه‌هایی از پیوند تروماتیک، چرخه تهدید&amp;amp;ndash;حمایت و بازسازی شناختی است و برخی سازوکارهای مرتبط با سندرم استکهلم، از جمله همدلی دفاعی، حافظه انتخابی و بازتنظیم ادراک تهدید، در تحول هیجانی بل قابل مشاهده‌اند. بااین‌حال، تحلیل روند روایی فیلم نشان داد که شخصیت بل به‌تدریج از سطح وابستگی مبتنی بر ترس عبور کرده و به سوی عاملیت روانی، انتخاب آگاهانه و رشد فردی حرکت می‌کند. همچنین نتایج نشان داد که تجربه دلبستگی ناایمن، احساس تفاوت و انزوای اجتماعی، و نقش مراقبت‌گری معکوس در رابطه با پدر، زمینه‌های روان‌شناختی مهمی در شکل‌گیری پیوند هیجانی بل با دیو ایجاد می‌کنند. در سطحی عمیق‌تر، تحلیل کهن‌الگویی نشان داد که دیو به‌عنوان بازنمایی &amp;amp;laquo;سایه&amp;amp;raquo;، فرایند مواجهه بل با ابعاد طردشده و ناآگاه روان را فعال می‌کند و حرکت تدریجی او به سوی پذیرش، همدلی و ابراز عشق، با فرایند فردیت‌یابی و رشد آنیموس در ارتباط است. در مجموع، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که روایت &amp;amp;laquo;دیو و دلبر&amp;amp;raquo; را نمی‌توان صرفاً در قالب یک رابطه عاشقانه یا نمونه‌ای ساده از سندرم استکهلم تفسیر کرد، بلکه این اثر بازنمایی پیچیده‌ای از تعامل میان پیوند تروماتیک، دلبستگی، بازسازی شناختی و تحول روانی در مسیر فردیت‌یابی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی «مدینه النحاس» کامل کیلانی با روایت هزار و یک شب بر مبنای نظریه‌ی اقتباس لیندا هاچن</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8783.html</link>
      <description>اقتباس، به‌عنوان شیوه‌ای پربسامد در بازآفرینی متون، در رویکرد سنتی همواره با معیار وفاداری سنجیده شده و اغلب نگاهی فرودستانه بر اثر اقتباسی و اقتباس‌گر حاکم بوده است. لیندا هاچن با ارایه‌ی نظریه‌ای نو در باب اقتباس ضمن نقد این دیدگاه، اقتباس را خوانشی نو و بازآفرینی خلاقانه و اقتباس‌گر را بازآفرین هدفمند می‌داند که می‌توان اثر وی را با وجود اشتقاقی بودن، مستقل از متن مورد اقتباس ارزیابی کرد. این مقاله با تکیه بر مبانی نظریه‌ی هاچن با رویکرد تطبیقی، به واکاوی داستان اقتباسی &amp;amp;laquo;مدینه النحاس&amp;amp;raquo; کامل کیلانی و اصل آن در هزار و یک شب می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کیلانی به عنوان اقتباس‌گری خلاق دارای رسالت تربیتی و آموزشی، با حذف و اضافاتی قابل تأمل، ضمن حفظ هسته روایی، در شخصیت‌پردازی، درون‌مایه، شیوه‌ی‌ روایت، و اهداف داستان تغییراتی ژرف ایجاد کرده تا با برجسته‌سازی فضای سحر و ساحری، این اثر بزرگسال را متناسب با فهم و نیازهای مخاطب کودک به داستانی فانتزی تبدیل نماید. این تغییرات به عنوان لازمه‌ی آفرینش اثر اقتباسی خودآئین، نه تنها خیانت به متن مورد اقتباس به شمار نمی‌رود، بلکه نمونه‌ای موفق از اقتباس خلاقانه و مسؤولانه برای انتقال میراث فرهنگی به نسل جدید و حیات نو بخشیدن به اثر پیشین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بازنمایی امر قدسی در داستان های کودک و نوجوان رضوی بر اساس نظریة میرچا الیاده</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8909.html</link>
      <description>نظریۀ امر قدسی میرچا الیاده بر تمایز میان امر قدسی و امر عرفی استوار است و مفاهیمی چون تجلی قدسی، مکان قدسی و زمان قدسی را به‌منزلۀ شیوه‌های ظهور امر متعالی در جهان انسانی تبیین می‌کند. بر پایۀ این چارچوب، پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی امر قدسی در ادبیات کودک با تأکید بر داستان‌های رضوی می‌پردازد و تحلیل می‌کند که متون کودکانه چگونه می‌توانند تقدس منتسب به امام رضا(ع) را، با وجود ویژگی‌هایی چون سادگی زبانی، عینیت و تجربه‌پذیری، بازنمایی کنند، بی‌آنکه آن را به پندآموزی صرف یا تجربه‌ای کاملاً عرفی فروبکاهند. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل کیفی متون داستانی کودک دربارۀ امام رضا(ع) است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در این روایت‌ها، امر قدسی بیش از آنکه در قالب ساختارهای اسطوره‌ای و رمزگان پیچیدۀ دینی بازنمایی شود، از طریق عاطفی‌سازی تجربۀ زیارت، برجسته‌سازی مکان قدسی و ساده‌سازی کرامت‌ها برای مخاطب کودک بازتولید می‌شود. در این متون، حرم رضوی به‌عنوان کانون تجلی امر قدسی، نقشی محوری در تبدیل امر متعالی به تجربه‌ای ملموس و قابل‌درک ایفا می‌کند. در نتیجه، ادبیات کودک رضوی را می‌توان عرصۀ کودکانه‌سازی امر قدسی دانست؛ فرایندی که در آن تقدس، از ساحت رازآلود متافیزیکی به سطحی عاطفی، زیسته و ادراک‌پذیر برای کودک منتقل می‌شود، بی‌آنکه به‌طور کامل از بار معنایی قدسی خود تهی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای محیط‌زیستی کتاب فارسی چهارم دبستان</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8861.html</link>
      <description>باتوجه به نقش آموزش، در افزایش سواد محیط‌زیستی، تغییراتی در محتوای کتاب‌های درسی، به ویژه دورۀ ابتدایی ایجاد شده است که برای رسیدن به اهداف تعیین شده، نیاز است محتوای این کتاب‌ها، بررسی و برای اثرگذاری بیشتر، ویژگی‌های مثبت و منفی‌شان نشان داده شود. بر این اساس، در این پژوهش، مفاهیم محیط‌زیستی کتاب فارسی چهارم دبستان، با روش تحلیل محتوا و رویکرد توصیفی تحلیلی بررسی و نقد شده است تا نشان داده شود در این کتاب، چه نگرشی به محیط‌زیست وجود دارد و مؤلفه‌های مطرح شده، چه دیدگاه، عاطفه و رفتاری در دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. یافته‌ها و نتایج پژوهش، نشان می-دهد در این کتاب، رویکرد خدامحوری به محیط‌زیست برجسته شده است که این نوع نگاه، سبب می‌شود دانش‌آموزان برای طبیعت، وجودی مستقل از انسان قائل شوند، در برابر آن، احساس مسؤولیت ‌کنند و به مراقبت بیشتر از آن بپردازند. همچنین طرح مسائلی چون ارزیابی‌ محیط‌زیستی، چرخۀ‌زیستی، زنجیرۀ‌غذایی و ترسیم تصویر مثبت از طبیعت، موجب می‌شود دانش-آموزان، با شناختی که از جنبه‌های مختلف محیط‌زیست به دست می‌آورند، احساس خوشایندی داشته باشند و درک‌شان از آن عمیق‌تر شود؛ اما مسائلی چون نبود پیوند کاربردی بین روش تدریس و آموزش مفاهیم محیط‌زیستی، ایجاد نکردن ارتباط بین رویکرد خدامحوری با حلّ مشکلات محیط‌زیستی و نسبت دادن صفت‌های منفی به عناصر طبیعت، نگرش، احساس و رفتار منفی در دانش‌آموزان ایجاد می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از معماری خانه تا خانه‌مندی: تحلیل بازنمایی خانه‌ در آثار کودک و نوجوان احمدرضا احمدی از 1348 تا 1401</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8902.html</link>
      <description>چکیدهداستان‌های کودک و نوجوان احمدرضا احمدی، عمدتاً با درون‌مایه‌های زندگی روزمره و تعامل کودک با محیط پیرامونی، در پیوند با تجربه‌های عاطفی و اجتماعی شخصیت‌ها شکل گرفته‌اند. در این آثار، خانه صرفا به‌عنوان یک فضای کالبدی بازنمایی نشده، بلکه در ارتباط با قلمروهای زیست، روابط اجتماعی و فرهنگی، ادراک و خیال، و طبیعت گسترش یافته‌ است. هدف این پژوهش، تحلیل بازنمایی خانه و تبیین چگونگی شکل‌گیری خانه‌مندی در داستان‌های کودک و نوجوان احمدرضا احمدی از سال ۱۳۴۸ تا ۱۴۰۱ است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده و داده‌ها از مطالعه‌ی عمیق و نظام‌مند پنجاه‌وهفت کتاب داستان کودک و نوجوان احمدرضا احمدی گردآوری شده است. داده‌ها در فرایندی شامل کدگذاری اولیه، سازمان&amp;amp;lrm;‌دهی و بررسی ارتباط میان کدها و استخراج و بازبینی مضمون‌های نهایی تحلیل شدند. یافته‌ها در چهار مضمون نهایی صورت‌بندی شد: پیوستگی و گسترش قلمروهای زیست، خانه به‌مثابه‌ی جهان زیسته‌ی اجتماعی و فرهنگی، گسترش ادراکی و تخیلی فضای زیسته، و در نهایت، درهم‌تنیدگی فضای زیست و طبیعت. بدین‌ترتیب، خانه در آثار احمدرضا احمدی از مرزهای کالبدی فراتر رفته، به فضایی پویا و چندلایه تبدیل می‌شود. بر این اساس، خانه‌مندی کیفیتی از تجربه و زیست فضاست که از پیوند شخصیت‌ها با مکان و محیط پیرامونی شکل می‌گیرد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که خانه در آثار احمدرضا احمدی فراتر از یک مکان معماری بازنمایی شده و در پیوند با فضای زیسته و تجربه‌ی خانه‌مندی شخصیت‌ها معنا می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رمانتیسیزم اکولوژیک و کلیشه‌زدایی از آرکی‌تایپ گرگ در سه‌گانۀ گرگ ماسه‌ای</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8903.html</link>
      <description>پژوهش حاضر، به واکاوی کلیشه‌زدایی از آرکی‌تایپ گرگ در سه‌گانۀ گرگ ماسه‌ای، نوشتۀ آسا لیند می‌پردازد. گرگ ماسه‌ای در همراهی با دختری خردسال، با گفت‌وگوهای شاعرانه، عاطفی و فلسفی، او را به پرسشگری و بازاندیشی دربارۀ رازهای زندگی فرامی‌خواند. در این سه‌گانه، گرگ ــ‌که در بسیاری از روایت‌های کهن با خونخواری، فریبکاری و تهدید شناخته می‌شده است‌ــ به موجودی خردمند، مهربان، بازیگوش و آسیب‌پذیر دگرگون می‌شود. پژوهش حاضر با روش کیفی، ماهیت تحلیلی‌ـ‌توصیفی و رویکرد تفسیری‌ـ‌هرمنوتیکی، برپایۀ مدل شش‌مرحله‌ای تحلیل تماتیک بازتابی انجام شده است. پس از کدگذاری واحدهای معنایی، هفت تم اصلی شناسایی شد: گرگ، راهنمای فلسفی و عاطفی؛ گرگ، نماد طبیعت؛ شکستن دوگانۀ خیر/شر؛ گرگ، آینۀ رشد کودک؛ طبیعت، پناهی امن و پویا برای ژرف‌اندیشی؛ گرگ، نیروی آفرینشگر کیهانی؛ و سیال‌سازی نقش‌ها و نشانه‌های جنسیتی. بر پایه یافته‌های پژوهش حاضر، کلیشه‌زدایی در این سه‌گانه، بیش از آنکه به فروپاشی دوگانۀ انسان/غیرانسان بینجامد، به واژگونی و بازآرایی دوگانه‌های سنتی منجر شده است. مفاهیمی مانند &amp;amp;laquo;تغذیۀ کیهانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هیچ‌کاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سکون تأملی&amp;amp;raquo; و پذیرش &amp;amp;laquo;سایه&amp;amp;raquo;، با ارزش‌های اکولوژیک و پساانسانگرایانه همخوانی دارد و زبان شاعرانه، تصویرپردازی طبیعت، عاطفه، شگفتی و ژرف‌اندیشی دربارۀ هستی، سویۀ غنایی اثر را برجسته می‌کند. با وجود این، آرمانگرایی رمانتیک اثر، گاه پیچیدگی اکوسیستم‌ها، سویه‌های ویرانگر طبیعت و تراژدی‌های انسانی را به زیبایی‌شناسی شاعرانه فرو می‌کاهد؛ از این روی، با اینکه این سه‌گانه، نقد شاعرانه‌ای بر شتاب و مصرف‌گرایی دنیای مدرن و الگوی سازنده‌ای برای آموزش ارزش‌های محیط‌‌‌زیستی به کودکان و نوجوانان است، برای رویارویی آنان با پیچیدگی‌های جهان معاصر، نیازمند خوانشی انتقادی و متوازن است. از سوی دیگر، نباید تفاوت‌های فرهنگی خوانندگان را بر نوع برداشت آنان از این‌گونه کلیشه‌شکنی‌ها نادیده گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترجمه‌ی روایت در ادبیات کودک بر اساس مدل بیکر: مطالعه‌ی موردی برگردان آثار اندرسن</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8934.html</link>
      <description>کودکی یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین دوران رشد و تکامل هر انسانی محسوب می‌شود؛ چراکه در این دوران شخصیت، باورها و دیدگاه‌های کودک به‌طور قابل توجهی شکل می‌گیرد و تأثیر عمیقی بر آینده او می‌گذارد. بدین جهت، ترجمه آثار و ادبیات کودکان به ‌دلیل مواجه با تقابل‌های فرهنگی و حساسیت‌های مرتبط با این گروه سنی، همواره مستلزم تغییرات و دستکاری-های فراوانی می‌باشد. در این راستا، روایت‌پردازی در ترجمه‌ی ادبیات کودک یکی از سازوکارهای اثرگذار در بازنمایی متن برای مخاطب کودک به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، مطالعه‌ی حاضر قصد دارد تا با به‌کارگیری روش توصیفی-تحلیلی و تطبیق 5 داستان منتخب از آثار اندرسن با ترجمه‌ی فارسی آن‌ها در کتاب ۴۴ قصه از هانس کریستین آندرسن، به بررسی راهبردهای قاب‌بندی در ترجمه ادبیات کودک بر اساس نظریه روایت بیکر (2006) بپردازد. نتایج حاصله موید آن است که در ترجمه‌های بررسی‌شده، راهبردهای قاب‌بندی زمانی و مکانی، اقتضای گزینش، برچسب‌زدن و جانمایی مجدد شرکت‌کنندگان، به بازقاب‌بندی روایت در متن مقصد انجامیده‌اند. در این میان، راهبرد اقتضای گزینش در مقایسه با راهبردهای دیگر بیشترین بسامد را دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
