<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علمی پژوهشی مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز</title>
    <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>مجله علمی پژوهشی مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ضحاک، روایت‌هفت راوی در پیچ و خم بازآفرینی‌‌، برهم‌کنش تصویر و متن و حلقه‌ی کندوکاو فلسفی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8135.html</link>
      <description>برنامه‌ی آموزش فلسفه به کودکان، دست‌خوش تحولاتی در مفاهیم، ساختار و اهداف خود شده است. چرخش از انسان‌گرایی به سوی پساانسان‌گرایی یکی از مهم‌ترین تحولات آن است. این تغییر در پارادایم، منابع و داستان‌های حلقه‌های کندوکاو را نیز تغییر داده است. اگر لیپمن و همکارانش رمان‌هایی می‌نوشتند که به نوعی تکرار تاریخ فلسفه‌ی غرب، چالش‌ها و پرسش‌هایش بود، در نسل دوم و سوم برنامه‌ی آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان از کتاب‌های تصویری‌داستانی و متن‌های ناب ادبیات کودک و نیز قصه‌ها و اسطوره‌ای فرهنگ‌های گوناگون نیز بهره جسته‌اند. به تناسب تغییر در کتاب‌ها، معیار انتخاب کتاب برای حلقه‌ی کندوکاو نیز دست‌خوش تغییراتی شده است. هینز و موریس برای گزینش کتاب تصویری‌داستانی مناسب برای حلقه‌ی کندوکاو با رویکردی نو به سراغ ادبیات کودک و کتاب‌های تصویری‌داستانی رفته‌اند. این معیارها از یک سو به زیبایی‌شناسی اثر و از سوی دیگر به بررسی معرفت‌شناسانه، اخلاقی و سیاسی آن‌ها توجه می‌کنند.در این مقاله با توجه به معیارهای هینز و موریس یکی از کتاب‌های تصویری داستانی بازنگاری‌شده از شاهنامه با روش تحلیل محتوای قیاسی و با هدف نمایان کردن ظرفیت‌های این کتاب بازنگاری‌شده برای حلقه‌ی کندوکاو بررسی شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که در بخش زیبایی‌شناسی با استفاده از نشانه‌های تصویری، راویان گوناگون، زاویه-ی دید و گفت‌وگوهایی با پایان باز راه برای تفسیرها و خوانش‌های گوناگون خواننده باز است و از نظر معرفت-شناسانه کتاب با نقض روایت‌های هر یک از راویان، مخاطبان خود را به تأمل دوباره درباره‌ی حقیقت و ابهام در باورها‌ فرا می‌خواند. از نظر اخلاقی و سیاسی، اثر به پرسش‌کشیدن قدرت مطلق و دعوت به تفکر انتقادی درباره روایت‌های پیشین را در مرکز توجه خود قرار داده است. بنابراین این کتاب تصویری می‌تواند بستری برای پرسش‌گری، معناسازی و تفکر فلسفی در حلقه‌های کندوکاو فراهم آورد. واژگان کلیدی:کتاب‌های تصویری‌داستانی، بازنگاری، فبک، فباک، حلقه‌ی کندوکاو</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی آرای محمودکیانوش درباره شعر کودک با تکیه برشعرهای عباس یمینی‎ شریف</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8136.html</link>
      <description>محمود کیانوش از پیشگامان شعر کودک و نظریه پرداز این حوزه است. او در کتاب شعر کودک در ایران، با ارائه بیانه&amp;amp;lrm; ای &amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;در مورد بایدها و نبایدهای شعر کودک و حدود و ثغور این نوع شعر در خیال، مضمون، موسیقی و زبان، در ضمن ارائه نظرات خود، بدون استناد به شعرهای عباس یمینی&amp;amp;lrm;شریف، او &amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm; را نقد کرده است و بیان می کند که یمینی شریف شاعر کودک نیست و تصور شاعری دارد. به نظر می‌رسد بسیاری از انتقادها و رد و قبول&amp;amp;lrm;های کیانوش در این کتاب جانبدارانه و دور از بنیادهای علمی است. این مقاله کوشیده است با تطبیق شعرهای یمینی&amp;amp;lrm;شریف &amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm; با آرای کیانوش در سه دفتر آواز فرشتگان، آوای نوگلان و گل&amp;amp;lrm;های گویا که همه قبل از انتشار نظر کیانوش درباره شعر کودک منتشر شده است، با رویکرد نقدِ نقد و نگاه تحلیلی در چهار ساحت موسیقی، خیال، مضمون و زبان ادعاهای کیانوش را راستی آزمایی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معیارهای ساخت «نام» در رمان‌های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8038.html</link>
      <description>فانتزی، گونه‌ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به‌کارگیری حواس پنج‌گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک‌پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می‌پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه‌ی فردوسی می‌زنند و نام شخصیت‌های فانتزی داستان خود را از همین آثار می‌گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می‌پردازند، اما برای نام‌گذاری شخصیت‌های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی‌دهند و نام‌های پرکاربرد را انتخاب می‌کنند. اما ازآنجاکه داستان‌های فانتزی نیازمند جنبه‌ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام‌گذاری خارق‌العاده‌‌ی شخصیت‌های فانتزی می‌تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می‌کند، باتوجه‌به این رویکرد می‌توان معیارهای نام‌گذاری در رمان‌های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت‌بخشی به خلق رمان و داستان‌های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده‌ی جشنواره‌های کشوری با روش فیش‌برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می‌رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان‌های برگزیده‌ی کودکان در نگاه اول، بی‌معنا و مبتدی به نظر می‌رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش‌پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام‌گذاری‌ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره‌ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن‌ها تأثیرگذار است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کودک، خانواده و ارزش‌های بوم‌محور در کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی: بررسی سه کتاب تصویری به خاطر خرس‌های قطبی، بلوط سبز، کوچ روزبه</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8101.html</link>
      <description>هدف پژوهش پیش رو بررسی گزیده‌ای از کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی بر اساس ارزش‌های بوم‌محور و فهم چگونگی بازنمایی نسبت و ارتباط خانواده و کودک با زیست‌بوم در این آثار است. با توجه به تشدید بحران‌های اقلیمی و زیست‌محیطی و ضرورت فراهم‌کردن فرصت یادگیری‌های بوم‌محور برای کودکان، کتاب‌های تصویری می‌توانند محملی اثرگذار برای اشاعه بوم‌محوری باشند و نقد این آثار به درک قابلیت‌ها و کاستی‌های آن‌ها کمک می‌کند. از این رو، 3 کتاب داستانی‌تصویری ایرانی به روش نمونه‌گیری هدفمند از میان فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک با مضمون‌های محیط زیستی برگزیده شدند. پس از گردآوری داده‌ها به صورت اسنادی، متن آثار (کلام و تصاویر) به روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی و تحلیل تأملی بررسی شدند تا به دو پرسش اصلی پاسخ داده شود: 1. در کتاب‌های داستانی‌تصویری ایرانی ارتباط کودک، خانواده و طبیعت/زیست‌بوم چگونه بازنمایی شده است؟ 2. خانواده چگونه می‌تواند در (عدم)ایجاد فرصت‌هایی برای یادگیری ارزش‌های بوم‌محور و اخلاق زیست‌محیطی نقش داشته‌‌باشد؟ بررسی ارتباط میان &amp;amp;laquo;کودک- خانواده- طبیعت&amp;amp;raquo; در نمونه‌های مورد واکاوی نشان می‌دهد که در کوچ روزبه، این ارتباط سه‌سویه به‌دلیل ریشه‌دار بودن توجه‌ به ارزش‌های بوم‌محور در خانواده قوی‌تر از دو اثر دیگر است. بی‌تفاوتی خانواده نسبت به طبیعت در به خاطر خرس‌های قطبی و تقابل خانواده با طبیعت در بلوط سبز، کودک را به سمت ارزش‌گذاری و کنش‌گری مستقل از خانواده سوق می‌دهد. از منظر بازنمایی ارزش‌های بوم‌محور نیز بلوط سبز، سرنخ‌های بیشتری از کیفیت این ارزش‌گذاری نزد کودک را به مخاطب عرضه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک منوچهر احترامی با تکیه بر مجموعه اشعار حسنی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7977.html</link>
      <description>منوچهر احترامی از قدیمی‌ترین و موفق‌ترین نویسندگان و سرایندگان ادبیات کودک و نوجوان ایران با مجموعه‌‌شعرهایش به‌ویژه مجموعه‌ی حسنی نگو یه دسته‌گل از انقلاب اسلامی تا به امروز، با تیراژ چند میلیونی همچنان یکی از محبوب‌ترین شاعران شعر کودک به‌شمار می‌رود. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در موفقیت و ماندگاری اشعار او مؤثر بوده‌اند اما به نظر می‌رسد کاربست طنز و شگردهای گوناگون آن نیز نقش مهمی در ماندگاری آثارش داشته ‌باشد. طنز احترامی به‌دلیل جهان‌شمول‌بودن و سخن‌‌گفتن از جهان واقعی کودکان، در گام نخست با موقعیت‌های طنزآمیزی که دارد با کودک همراه‌ می‌گردد، ارتباط عاطفی عمیقی با او برقرار می‌سازد و سپس باتکیه‌بر اندیشه و تخیل خاص کودکان، احساس لذت و هیجان در وجود کودک برمی‌انگیزاند که تأثیر آن تا سال‌ها حتی یک عمر باقی می‌ماند. بنابراین، هدف مشخص این جستار، بررسی تأثیر شگردهای طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک احترامی و به‌طور مشخص، هفده دفتر از مجموعه‌ی 21 جلدی حسنی به روش توصیفی‌تحلیلی است. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌دهد یکی از عوامل موفقیت و ماندگاری شعر احترامی این است که افزون‌بر استفاده از شگردهای طنز ملموس و خودکاری مانند جناس، تحامق، استعاره، ایجاز و... از شگردهای دیگری که مختص خود اوست همچون نگرش ‌طنزآمیز، چرخش‌ طنز، شخصیت‌های طنزآمیز، طنز موجود در فرهنگ عامه نیز بهره برده ‌است که از میان این‌ها، طنز در ادبیات عامه بیشترین و طنز تناقض‌ طنزآمیز، کمترین بسامد را داشته ‌است. احترامی بیشتر با رویکرد سرگرمی، آموزشی و انتقادی طنز خود را پیش برده است‌ و اشعار طنزآمیز او متشکل از لایه‌های درونی و بیرونی است. روساخت آن برای کودکان، خوشایند و سرگرم‌کننده بوده است و لایه‌های درونی آن برای برانگیختن حس پرسش‌گری و کنجکاوی در کودکان کارکردی انتقادی ‌‌دارد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر واژه‌های عامیانه در ماندگاری شعرهای کودک مصطفی رحماندوست</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8193.html</link>
      <description>مصطفی رحماندوست (1329) را می‌توان یکی از شاعران شاخص کودک و نوجوان دانست که در غنا و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان به‌ویژه شعر کودک تاثیر بسیاری داشته است. آثار او در حوزه شعر کودک از انقلاب اسلامی تا امروز از اقبال بسیاری برخوردار بوده است. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در ماندگاری اشعار او مؤثر بوده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد کاربست زبان عامیانه با مؤلفه‌هایی چون واژگان، تعابیر و عبارات، کنایه و ضرب المثل و... نیز سهم بسزایی داشته باشند که از این میان، واژگان عامیانه به‌مثابه پربسامدترین عناصر زبان عامیانه در ماندگاری شعرهایش موثرتر عمل نموده‌اند. لذا هدف مشخص این جستار بررسی‌ تاثیر واژه‌های عامیانه در ماندگاری شعرهای رحماندوست و به طور مشخص در18 مجموعه شعر او به روش شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه استقرایی است. در بررسی اشعار او چهارده گونه‌ مختلف از واژه‌های عامیانه ذیل سه عنوان کلی واژه‌های عامیانه، واژه‌های مربوط به مفاهیم و بن‌مایه‌های عامیانه، و واژه‌های مربوط به محیط زندگی عامه مردم به دست آمد که همگی برخاسته از تجربیات روزمره و زندگی عادی کودکان است. یافته های پژوهش نشان داد کاربرد این واژه‌ها که از جهان واقعی کودکان نشأت گرفته و با تکیه بر اندیشه و تخیل کودکان است در گام نخست با ایجاد تصاویری زنده و پویا از زندگی کودکان سپس با تقویت حس همدلی و روابط عاطفی و ایجاد صمیمیت و همراهی با کودکان، باعث نزدیکی زبان رحماندوست به زبان کودکان و اقبال اشعار او و در نهایت ماندگاری آثارش در ذهن و زبان کودکان تا سال‌ها حتی یک عمر شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراگفتمان تبادلی (گزاره‌ها و چارچوب‌سازه‌ها) در مجله الحسینی الصغیر بر اساس انگاره هایلند(2005)</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8157.html</link>
      <description>فراگفتمان یکی از مباحث مطرح شده در حوزۀ تحلیل گفتمان می‌باشد. فراگفتمان، اصطلاحی برای نامیدن امکانات فرازبانی برای برقراری تعامل در گفتمان است. انگارۀ هایلند با دو بعد تعاملی و تبادلی یکی از کامل‌ترین الگوهای فراگفتمان است. فراگفتمان تبادلی به منظور سازمان‌دهی اطلاعات گزاره‌ای به کار می‌رود. مجلات، یکی از مهم‌ترین رسانه‌هایی هستند که مقولة فراگفتمان در آن نقش بسزایی دارد. مجلات با ویژگی بروز بودن و تداوم انتشار آن‌ها از جمله منابعی هستند که کودکان می‌توانند از طریق آن-ها، علوم و فنون و اطلاعات بسیاری را فراگیرند. مجلة کودکانة "الحسینی‌ الصغیر" از بروزترین مجلاتی است که گروه سنی کودک و نوجوان را مخاطب قرار داده است. از آنجا که در حوزة رسانة کودک و نوجوان و در راستای اهداف تربیتی و آموزشی، ارتباط میان نویسنده/خالق اثر ادبی یا هنری و مخاطب، اصلی‌ترین هدف تلقی می‌شود، بررسی ابعاد فراگفتمانی مجلات تخصصی کودک و نوجوان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی_تحلیلی به بررسی نشانگرهای گزاره‌ها و چارچوب‌سازه‌های فراگفتمان تبادلی بر اساس انگاره هایلند در 40 شماره از مجلة الحسینی الصغیر پرداخته شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نویسندگان/هنرمندان این مجله، در حوزة فراگفتمان تبادلی، به همۀ نشانگرهای گزاره‌ها و چارچوب سازه‌ها توجه داشته اند. از میان گزاره‌ها و چارچوب‌سازه‌های فراگفتمان تبادلی، گزاره‌های اضافه‌ای با بیشترین بسامد جهت انسجام در متن برای درک بهتر خوانندگان از موضوع و هدایت آن‌ها به تفسیر مدنظر نویسندگان به‌کار برده شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر اقلیم بر آوازهای کودکانۀ بلوچی و کارکردهای تعلیمی آنها</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8202.html</link>
      <description>ترانهها و آوازهای کودکان بخشی از ادبیات عامه هستند و همانند دیگر آثار ادبیات عامه از طبیعت، اقلیم و بطن زندگی و اجتماع متولد و در آن ماندگار میشوند. بخش عمدۀ ادبیات عامه بلوچی و از آنجمله انواع آثار ادبیات شفاهی و عامۀ مربوط به کودکان مکتوب و منتشر نشدهاند و چنانچه ثبت و بررسی و منتشر نشوند، ممکن است یا برخی از آنها از بین بروند یا به تناسب روزگار تغییرات زیادی در آنها رخ بدهد و نتوانیم به این میراثهای فرهنگی که از گذشته به ارث رسیدهاند، دست یابیم و بخشی از شناختمان دربارۀ این مردم ناقص بماند. این نوشتار سعی میکند از چنین منظری به ادبیات کودکان بلوچ بپردازد. مواد پژوهشی این مقاله حاصل پژوهشهای میدانی و تلاشی برای ثبت، معرفی و تحلیل این آثار است و سعی شدهاست، جلوههای اقلیم و کارکردهای تعلیمیِ بخشی از ترانههای کودکانه بلوچی به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شوند. در این ترانهها و آوازها بخشی از زیستبوم و فرهنگ بلوچ نمایان است. این ترانههای کودکانه چه ساختۀ ذهن و زبان کودکان باشند و چه بزرگسالان ، جنبۀ تعلیمی نیز در آنها قابل توجه است. حتی گاه به الفاظ مهملگونهای برمیخوریم که نقش اصلی آنها تکمیلکنندگی وزن و موسیقی است. این عبارتها و جملات نیز به جهت نقشی که برای تقویت احساس موسیقی در ذهن و زبان کودک دارند، ارزش تعلیمی دارند و قابل توجه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی دو ‌داستان «قریةالحروف» و «درخت ستاره» بر اساس نظریه‌ی ریخت‌شناسی پراپ</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7820.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;ادبیات تطبیقی مشابهت‌های محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگانی از فرهنگ‌های گوناگون را بررسی می‌کند. این پژوهش به مقایسه‌ی تطبیقی داستان‌های &amp;amp;laquo;قریة الحروف&amp;amp;raquo; اثر محمود شقیر و &amp;amp;laquo;درخت ستاره&amp;amp;raquo; اثر قنبر شکری می‌پردازد و این دو داستان را با بهره‌گیری از نظریه‌ی ریخت‌شناسی، به‌صورت توصیفی‌تحلیلی، بر پایه‌ی مکتب آمریکاییِ ادبیات تطبیقی بررسی می‌کند. پژوهش حاضر به دنبال این است که میزان تطابق دو داستان را با نظریه‌ی ریخت‌شناسی پراپ دریابد. یافته‌های تحقیق نشان‌می‌دهد که در خویشکاری‌های موجود در دو داستان، نمی‌توان متوجه تفاوت چشمگیری شد و تنها اختلاف موجود به صحنه‌ی آغازین دو داستان بازمی‌گردد. هم‌چنین بیشتر کنش‌ها، شکلی غیرفیزیکی و درونی دارند. بیشتر خویشکاری‌های یافت‌شده برای کودکان شکلی لطیف و فهمیدنی دارند و به‌نوعی به‌منظور رشد شخصیتی از آن‌ها استفاده شده است و ازاین رو می‌توان گفت که هر دو نویسنده موفق‌بوده‌اند. هم‌چنین باوجود تفاوت‌های فرهنگی، تقریبا به ارزش‌های یکسانی در این آثار توجه شده ‌است و تفاوت فرهنگی لزوماً باعث تفاوت‌های چشمگیر نشده ‌است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به ظرفیت‏ های خلق اسپین آف انیمیشنی از جهانِ داستان حماسه‏ ی ایرانی با تأکید بر قصه‏ ی کک کوهزاد</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8221.html</link>
      <description>استفاده از ادبیات حماسی ایران برای خلق یک جهانِ داستانی بزرگ و شکل دادن به یک فرانچایز سرگرمی &amp;amp;rlm;سازی بر اساس آثار این نوع ادبی و شخصیت&amp;amp;rlm; های مشترک، یکی از گستره&amp;amp;rlm; های تعامل ادبیات و سینماست که می&amp;amp;rlm; توان در چارچوب ساخت انواع اسپین&amp;amp;rlm; آف از متون مختلف با محوریت انواع قهرمان/ضدقهرمان از این مجموعه&amp;amp;rlm; ی گسترده، جهانِ تصویری متناسبی با رویکردهای ابرقهرمانی- مشابه جهان&amp;amp;rlm; های خلق شده در سینمای ابرقهرمانی جهان - خلق نموده و هربار یکی از این آثار را با در نظر گرفتن جهانِ داستانی مشترک و در ارتباط با کلیت این مجموعه، در ژانرهای مختلف و ازجمله انیمیشن، بازتولید اقتباسی نمود. از این زاویه در این مقاله تلاش می&amp;amp;rlm; شود به روش توصیفی تحلیلی به این سوال اصلی پاسخ داده شود که آیا می&amp;amp;rlm; توان از داستان کک کوهزاد به عنوان ماجرای یک ابرشرور و رویارویی&amp;amp;rlm; اش با رستم نوجوان در ساخت اسپین&amp;amp;rlm; آفی انیمیشنی و اقتباسی از جهانِ حماسه&amp;amp;rlm; ی ایرانی استفاده کرد؟ به نظر می&amp;amp;rlm; رسد با تأکید بر وجوه تصویرساز این داستان مانند وجود انواع اغراق در ساختار و محتوا و تمرکز بر روند زندگی ضدقهرمان شامل چگونگی تولد، کنش&amp;amp;rlm; ها و سرانجام این شخصیت با استفاده از متن و سایر متون مرتبط و روایات عامه و شفاهی به عنوان بستر گسترش ماجراها ذیل یک جهانِ داستانی حماسی مشترک، می&amp;amp;rlm; توان مسیر تکامل یک ضدقهرمان را دست&amp;amp;rlm;مایه&amp;amp;rlm; ی اقتباس قرار داده و از این اثر به عنوان معبری برای ورود به جهانِ بزرگ داستان حماسه&amp;amp;rlm; های ایران با فاصله گرفتن از روش&amp;amp;rlm; های بیان کلاسیک و نزدیک شدن به بازنمایی داستان&amp;amp;rlm; ها در سینمای امروز جهان بهره&amp;amp;rlm; برداری نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی کودک و کودکی در آثار صادق هدایت</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7877.html</link>
      <description>کودکی مفهومی سیال و فرهنگ مبنا است و ارائه‌ی تعریفی واحد از آن ناممکن است. حتی در یک جامعه‌ی واحد نیز طیف‌های مختلفی از کودکی دیده می شود. برای رسیدن به شناختی کلی از مفهوم کودکی می‌توان از دانش‌هایی که دسته بندی هایی از کودکی دارند، سود جست. در این پژوهش با تکیه بر رهیافت‌های جامعه شناسی و با روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفهوم کودکی را در آثار صادق هدایت واکاوی می‌کنیم. در این بررسی تلاش می‌شود در کنار الگوهای شناخته شده‌ی جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه‌ی ایران دوره‌ی پهلوی نیز در ضمن آثار معرفی شود.بررسی آثار بزرگسال هدایت حاکی از آن است که او، با شناختی عمیق از جامعه‌ی عصر پهلوی،کودکان معصوم، قربانی، شرور، یتیم و آسیب دیده ای را به تصویر کشیده است که اسیر بزرگسالانی هستند که برای دست‌یابی به خواسته‌های حقیرانه‌ی خود آن‌ها را فدا می‌کنند. در کنار الگوهای رایج جامعه‌شناختی از کودکی، هدایت در خلال نقد جامعه‌ی خرافی، کودکانی را معرفی می‌کند که در لایه‌های زیرین اجتماع تباه می‌شوند. بیشتر شخصیت‌های کودک داستان های هدایت، از طبقات فرودستند و نویسنده با پرداختن به این شخصیت‌های کودک به نقد عصری می‌پردازد که سردمداران آن گام‌هایی را در جهت مدرن‌سازی جامعه و توجه به حقوق شهروندی و نیازهای کودک برمی‌دارند اما در این میان، کودکان محروم بهره‌ی چندانی از این توجه نمی‌برند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی طبیعی‌سازی خشونت در آثار هوشنگ مرادی‌کرمانی؛ مطالعه موردی:مربای شیرین، شما که غریبه نیستید، قصه‌های مجید</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8222.html</link>
      <description>داستان‌ها بخشی از ادبیات هستند که با خوانش هر یک از آن‌ها، ایدئولوژی خاصی به خواننده منتقل می‌شود. بسیاری از این ایدئولوژی‌ها در متن پنهان‌اند و برخی در نگاه اول بسیار عادی و طبیعی به نظر می‌رسند. در این مقاله، کتاب‌های &amp;amp;laquo;مربای شیرین، شما که غریبه نیستید و قصه‌های مجید&amp;amp;raquo; اثر هوشنگ مرادی‌کرمانی با خوانشی انتقادی، از منظر طبیعی سازی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نظریه طبیعی سازی بخشی از نظریه تحلیل انتقادی گفتمان است و به روشن کردن ایدئولوژی‌های پنهان در اصطلاحات، عبارات و گفتگوها و کنش‌هایی می‌پردازد که به ظاهر عادی به نظر می‌رسند. بدین منظور، کتاب‌های مورد بحث، از نظر طبیعی‌سازی خشونت در فضاسازی‌ها و لحن داستان و شخصیت‌ها مورد بررسی قرار گرفتند و همچنین کاربرد کنایه‌ها و عبارات در این مورد بررسی شد و نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهند که در این داستان‌ها، در فضاسازی‌ها و لحن داستان طبیعی‌سازی خشونت انجام گرفته و کنایه‌ها و عباراتی که به طورغیرمستقیم بر خشونت دلالت دارند استفاده شده‌اند که در کل خشونت در کلام، بسیار عادی و طبیعی جلوه داده شده است. علاوه براین موارد استفاده از طنز در موقعیت‌هایی که به خشم پرداخته شده، از حس منفی خشونت کاسته و این موارد را طبیعی‌سازی کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی لحن کودکانه در دوبله‌ی فارسی و عربی انیمیشن «بچه رئیس»‏</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8065.html</link>
      <description>در حوزه‌ی فیلم و انیمیشن، محصول‌های تولیدشده برای کودکان به‌دلیل فاصله‌ی سنی میان کودک و مترجم یا نویسنده‌ی بزرگ‌سال ضعف‌هایی دارند؛ زیرا تصمیم‌های نویسنده، مترجم و گروه دوبله با ذائقه‌ی شاد و جسورانه‌ی کودک در کشف دنیای اطراف، متفاوت است. اگر لحن فیلم‌های دوبله‌شده، واژگان گزینش‌شده و ترکیب آن‌ها برای کودک درک‌پذیر نباشد، به‌طور قطع هدف مترجم فیلم‌نامه‌ی کودک از شکل‌گیری ارتباطِ اثرگذار برآورده نخواهد شد. مسأله‌ای که در برخی قسمت‌های دوبله‌ی فارسی و عربی انیمیشن &amp;amp;laquo;بچه‌رئیس؛ الطفل الزعیم&amp;amp;raquo; رعایت نشده ‌است. به‌طوری ‌که گروه ترجمه با به‌کارگیری واژه‌ها و ساختارهای دستوری متفاوت با لحن گفتارگونه‌ی کودک، امکان ارتباط با کودک فارسی‌زبان و عرب‌زبان را کم کرده است. وجود این ویژگی پژوهشگران را بر آن داشت تا به بررسی تطبیقی لحن کودکانه در دوبله‌های فارسی و عربی آن بپردازند. نتایج نشان می‌دهد که در هر دو دوبله به‌دلیل پیروی از اصل انگلیسی انیمیشن، لحن کودکانه رعایت نشده ‌است و گاهی واژگان، تعابیر، ترکیب‌ها و ساختارهای دستوری‌ خارج از فهم کودک استفاده شده ‌است؛ با این تفاوت که لحن دوبله‌ی عربی در مقایسه با فارسی، کودکانه‌تر است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ترجمه‌ی انیمیشن برای کودکان نیازمند ساده‌سازی مضامین انتزاعی و دشوار همچون استعاره‌ها و کنایه‌ها، ساده‌سازی واژگان دشوار مانند واژگان رسمی و کهنه و کوتاه‌سازی ساختارهای دستوری دشوار مانند بندهای معترضه و ترکیبات وصفی و اضافی طولانی است. تحقق این امر نیازمند انجام پژوهش‌های مخاطب‌محور بر پایه‌ی دریافت فرآورده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی فرایند بلوغ در رمان‌های نوجوان: بررسی تطبیقی دلقک و زیبا صدایم کن</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8307.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل مقایسه‌ای انواع بلوغ در شخصیت‌های دختر نوجوان رمان‌های دلقک (1391) اثر هدی حدادی و زیبا صدایم کن (1393) اثر فرهاد حسن‌زاده پرداخته است. هدف اصلی پژوهش بررسی نحوه بازنمایی بلوغ جسمی، عاطفی، سیاسی و اجتماعی در این دو رمان و تحلیل تفاوت‌های نگرشی نویسندگان زن و مرد درزمینهٔ‌های مختلف بلوغ است. این پژوهش به روش تحلیلی-مقایسه‌ای صورت گرفته و با استفاده از داده‌های موجود در متن رمان‌ها، فرآیند بلوغ شخصیت‌های دختر نوجوان به‌طور مجزا و مقایسه‌ای مورد ارزیابی قرارگرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در رمان دلقک، بلوغ بیشتر بر ابعاد فرهنگی و معنوی تمرکز دارد، درحالی‌که در زیبا صدایم کن، بلوغ به‌ویژه در ابعاد اجتماعی، سیاسی و شناختی نمود پیداکرده است. درنهایت، تفاوت‌های بازنمایی بلوغ در این دو رمان نشان‌دهنده تفاوت‌های دیدگاه نویسندگان زن و مرد است، که به‌طور خاص در چگونگی توجه به پیچیدگی‌های روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت‌های نوجوان مشاهده می‌شود. این پژوهش به‌ویژه به بررسی نقش جنسیت در بازتاب بلوغ در ادبیات کودک و نوجوان پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه­ های آشکارسازی حضور روایت­گیر و نشانه­ های آن در داستان­های کوتاه هفته­نامه­ ی دوچرخه</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8083.html</link>
      <description>در این پژوهش به‌منظور بررسی شیوه‌های به‌کارگرفته‌شده از سوی راویان برای آشکارسازی حضور روایت‌گیر در داستان، چهل داستان کوتاه منتشرشده در یکی از هفته‌نامه‌های نام‌آشنای گروه سنی کودک و نوجوان به نام دوچرخه را انتخاب کرده‌ایم که این آثار در سال‌های 1390-1400 به قلم نویسندگان مختلف به رشته‌ی تحریر در آمده‌اند. برای یافتن این نشانه‌ها در متن که گاه با توقف در امر روایت‌گری همراه است و در این بین، راوی به ذکر جزئیات ناشناخته برای خواننده می‌پردازد، ضمن توجه به تعاریف مطرح‌شده و موجود از &amp;amp;laquo;روایت‌شنو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روایت‌گیر&amp;amp;raquo; در آثار نظریه‌پردازان روایت‌شناسی، به جست‌وجوی نشانه‌هایی پرداخته‌ایم که کمتر از آن صحبت شده است. نتایج این پژوهش که به شیوه‌ی توصیفی‌تحلیلی انجام شده است، نشان می‌دهد راویان برای تشخص‌بخشیدن به روایت‌گیر، جلب توجه، تمرکز و اعتماد او به روایت و برقراری تعامل صمیمانه با روایت‌گیر از شیوه‌هایی نظیر گفت‌وگوی مستقیم، پرسش از روایت‌گیر، پاسخ به پرسش فرضی روایت‌گیر، برطرف‌کردن برخی ابهام‌ها برای او، باز کردن پرانتز در خلال روایت به منظور افزودن توضیح‌های بیشتر و... استفاده کرده‌اند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>رمان نوجوان، متنی باز برای خواننده‌ای گشوده تفسیر نمادها و نشانگان درهم‌تنیده در رمان خواهران تاریک برمبنای نظریه‌ی تفسیر امبرتو اکو</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8316.html</link>
      <description>فرایند معناسازی و خوانش در ادبیات نوجوان به‌خاطر موقعیت مخاطب نوجوان اهمیتی ویژه دارد. هدف پژوهش حاضر، خوانش و بررسی شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ِی نمادها و نشانگان متنی در رمان خواهران تاریک، اثر مهدی رجبی با توجه به نظریه‌ی امبرتو اکو و مفهوم‌های &amp;amp;laquo;متن باز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خواننده‌ی نمونه&amp;amp;raquo; است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی‌تفسیری است. متن باز به خواننده مجال خوانش و تفسیر چندگانه را می‌دهد، اما متن بسته خواننده را به یک تفسیر درست و معتبر هدایت می‌کند. براساس تحلیل‌ها، خواهران تاریک به &amp;amp;laquo;متن باز&amp;amp;raquo; نزدیک می‌شود و &amp;amp;laquo;خواننده‌ی نمونه&amp;amp;raquo;‌اش را خواننده‌ای منتقد، حساس به واژگان، نشانه‌ها و نمادها و ارتباط‌های درون‌متنی تعریف می‌کند. خواهران تاریک به خواننده مجال ژرف‌کاوی و عاملیت در فرایند خوانش می‌دهد و برای او تعیین تکلیف نمی‌کند. ابهام و نشانه‌های درهم‌تنیده فرایند تولید معنا را گشوده نگه می‌دارند و راه خوانش یگانه و سرراست را سد می‌کنند. فرایند کشف و ساختن معنا پیچیده است و متن با بهره‌گیری از تکنیک‌هایی همچون خلأهای زمانی، سایه‌ی فروافتاده بر ذهنیت و ادراک شخصیت اصلی رمان به‌واسطه‌ی بیماری، دال‌های چندمدلولی و نمادهای عام و شخصی تکرارشونده و مرتبط در ساختار و محتوا (ازجمله طلسم، حلزون، چاه، مه، جنگل) خواننده را به فعالانه خواندن و ساخت معناها و تفسیرهای گوناگون رهنمون می‌شود، اما در پایان‌بندی رمان، نویسنده نتوانسته است شبکه‌ی نمادها را منسجم کند. ابهام‌های مخل، به پیرنگ آسیب زده‌اند و در روساخت، پرسش‌های فراوانی بی‌پاسخ می‌مانند. چنین متن‌هایی در ادبیات نوجوان ایران اندک‌اند و به‌دلیل نزدیک‌شدن به ماهیت چندصدا، کنجکاو و انتقادی نوجوانی، رده‌ای تازه از مخاطب نمونه‌ی نوجوان را در قیاس با متن‌های همتای خود تعریف می‌کنند. نوجوانان امروز، دست‌کم خوانندگان جدی ادبیات نوجوان، بیش از متن‌های بسته، مشتاق متن‌های گشوده‌ای هستند که در آن‌ها تنها ابژه‌ی روایی به حساب نیایند، بلکه بخشی از فرایند ساختنش باشند و سرخوشانه در ابهام ساختاری و بازی‌گوشانه‌اش غوطه بخورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لزوم تصحیح مجدد متون مکتب‌خانه‌ای</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8037.html</link>
      <description>در دوره‌ی مشروطه نظام آموزشی ایران برای کودکان، مکتب‌خانه‌ای بوده است. این نظام، روش‌ها، آیین‌ها و اهداف خاص خود را داشت و کودکان برای سوادآموزی از کتاب‌های مصوّری که بیشتر به صورت چاپ سنگی بود، بهره می‌بردند. ذوالفقاری و حیدری در کتاب سه جلدی ادبیات مکتب‌خانه‌ای ایران، هفتاد متن مکتب‌خانه‌ای را از روی چاپ‌های سنگی آن‌ها چاپ کرده‌اند که در آن‌ها کمابیش لغزش‌هایی در ضبط واژگان دیده می‌شود. در این مقاله، نگارنده بعضی از سهوهای جلد اول را که به متون منظوم مکتب‌خانه‌ای اختصاص دارد، بررسی و تصحیح می‌کند. روش تصحیح، مقابله‌ی متن‌ها با نُسَخ چاپ سنگی است که تصاویرشان پس از هر قصّه‌ای آمده است. نتیجه‌ی حاصل از این پژوهش آن است که پاره‌ای از سهوها، متن را بی‌معنی و نامفهوم می‌سازد و تصحیح آن‌ها ضرورت دارد زیرا خواندن این منظومه‌ها، افزون‌بر این‌که هنوز برای کودکان و نوجوانان ما لذت‌بخش، آموزنده و سرگرم‌کننده است، در پژوهش‌های مرتبط با ادبیات کودک و تاریخچه و سیر تحوّل آن منبعی اساسی است و فلسفه‌ی نقل آن‌ها در ادبیات مکتب‌خانه‌ای همین تواند بود. تصحیح انتقادی متون مکتب‌خانه‌ای تا امروز فراموش شده است و جای خالی چاپ‌های منقح آن‌ها، در عرصه‌ی فرهنگ ایران احساس می‌شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت توجه به فانتزی در کتاب‌ فارسی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8625.html</link>
      <description>نگاهی گذرا به کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصیلی نشان می‌دهد که توجه به تأثیر داستان‌های فانتزی در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان از نظر آموزش و پرورش و مؤلفان کتب درسی مغفول مانده است. این پژوهش بر لزوم توجه به فانتزی در کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان تأکید می‌کند؛ بدین‌منظور نگارندگان با بررسی و تحلیل محتوای مجموعاً 212 درس از کتاب فارسی پایه‌ اول دبستان تا پایه‌ دوازدهم به این نتیجه رسیده‌است که سهم فانتزی در کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان کمتر از 4% است و این مقدار با توجه به تأثیر فانتزی بر جنبه‌های مختلف ذهنی و رفتاری کودکان و نوجوانان بسیار ناچیز و تقریباً هیچ است. پژوهش حاضر به شیوه تحلیل محتوا در قالب جدول و نمودار، بسامد فانتزی را در کتاب فارسی دانش‌آموزان هر سه مقطع تحصیلی بررسی کرده‌است. سپس ضمن توجه‌دادن ِمسؤولین نظام آموزش و پرورش و مسؤولین امر نوشتن کتاب‌های درسی به کارکردها و تأثیرات فانتزی در زندگی کودکان و نوجوانان، پیشنهادهایی را برای گنجاندن این گونه‌ ادبی در کتاب فارسی دانش‌آموزان ارائه داده است. کارکردهای فانتزی؛ به‌ویژه کارکرد تعلیمی و اخلاقی آن همسو با بیانیه‌ی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و هم جهت با اهدافی است که در مقدمه کتاب‌های فارسی به آن اشاره شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت‌های بند نویسی دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7878.html</link>
      <description>بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت‌های بندنویسی دانش‌آموزان پایه ششم ابتداییمهارت نوشتن یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که عملکرد فراگیران در سایر دروس نیز از کیفیت آن تأثیر کیفیت آن می‌پذیرد. پیش‌نیاز نوشتن، کسب مهارت بندنویسی است که یادگیری آن در دوره‌ی ابتدایی تأکید شده است. به‌نظر می‌رسد استفاده از ادبیات داستانی و بسترهای موجود در آن بتواند در کسب این مهارت، مؤثر واقع شود. ازاین‌‌رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت‌های بندنویسی دانش‌آموزان پایه‌ی ششم ابتدایی صورت پذیرفت. روش انجام این پژوهش نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان ششم ابتدایی مدارس منطقه‌ی یک شهر تهران و نمونه‌ی آماری شامل شصت نفر از دانش‌آموزان پایه‌ی ششم است که به‌‌صورت نمونه‌گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (سی نفر) و گواه (سی نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با بهره‌گیری از انواع ادبیات داستانی و گروه گواه به روش متداول به مدت ده جلسه آموزش دیدند. گردآوری داده‌ها با آزمون و چک‌لیست محقق‌ساخته‌ی مهارت‌های پایه و پیشرفته‌ی بندنویسی انجام شد. روایی ابزار را معلمان و اساتید تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ به‌دست آوردند. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که ادبیات داستانی مهارت‌های بندنویسی دانش‌آموزان را در دو سطح پایه (989/10F=؛ 002/0 P=) و پیشرفته (086/21F=؛ 000/0P=) به‌طور معناداری افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود از ادبیات داستانی برای افزایش مهارت‌های بندنویسی و نوشتن دانش‌آموزان ابتدایی استفاده شود.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>خیال، مفهومی بینارشته ‎ای در ادبیات کودک</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8626.html</link>
      <description>چکیدهدر مقاله حاضر به بررسی اهمیت عنصر خیال در ادبیات کودک از منظر میان‌رشته‌ای پرداخته شده است. بر اساس دیدگاه‌های جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان، کودکی ساخته و پرداخته فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف است و مفهوم آن در هر جامعه متغیر است. ادبیات کودک، از رشته‌های مختلفی چون روان‌شناسی، فلسفه، زبان‌شناسی و علوم تربیتی بهره‌مند می&amp;amp;lrm;شود. یکی از عناصر کلیدی در آثار ادبی برای کودکان، خیال است که نقش حلقه&amp;amp;lrm;ی ارتباط میان دنیای محسوسات و معقولات را ایفا می‌کند. در فلسفه، عرفان و روان‌شناسی، خیال به عنوان واسطه‌ای بین جهان مادی و عالم معقول شناخته می‌شود که در آن، تخیل و خلاقیت نقش محوری دارند. در ادبیات کودک، خیال به عنوان نیروی محرک در آفرینش هنری، توسعه&amp;amp;lrm;ی مهارت‌های زبانی، تقویت خلاقیت، و ابزار مقابله با ترس‌ها و نیازهای روانی کودکان شناخته می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد که خیالی که در فلسفه، عرفان و روان‌شناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد، شباهت‌های زیادی با خیال کودکانه دارد و می‌تواند به عنوان حلقه‌ای میان‌رشته‌ای، نقش مهمی در توسعه&amp;amp;lrm;ی ادبیات کودک و فهم عمیق‌تر نیازهای روانی و شناختی آنان ایفا کند. در نتیجه، شناخت و توجه به عنصر خیال در ادبیات کودک، به عنوان یکی از پایه‌های اساسی در طراحی و تولید آثار ادبی برای کودکان، بایسته است مدنظر قرار گیرد.واژه‌های کلیدی: ادبیات کودک، خیال، روان‌شناسی، عرفان، فلسفه.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی مؤلفه های حفاظت از محیط­زیست در رمان اشباح جنگل سوخته از مهدی رجبی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7958.html</link>
      <description>نقد بوم‌گرا مطالعه‌ای بین‌ِ رشته‌ای است که به بررسی تعامل‌های میان انسان و طبیعت در آثار ادبی می‌پردازد و تلاش دارد نحوه‌ی بازتاب و تأثیرگذاری این کنش‌ها را در ادبیات تحلیل کند. این رویکرد از طریق ادبیات کودک و نوجوان نقش مهمی در آگاه‌سازی نسل‌های جوان درباره‌ی مسائل زیست‌محیطی و اهمیت‌دادن به طبیعت ایفا می‌کند. هدف در این مقاله بازنمایی مؤلفه‌های حفاظت از محیط‌زیست در رمان اشباح جنگل سوخته از دیدگاه نقد بوم‌گرا &amp;amp;nbsp;است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی‌تحلیلی با استفاده از یادداشت‌برداری منابع کتابخانه‌ای است. با این روش، چهار مؤلفه در این رمان بررسی شد: پیامدهای غلبه‌ی تکنولوژی بر طبیعت، تقابل دانش و خرافه در حفاظت از محیط‌زیست، &amp;amp;nbsp;نقش نام‌گذاری شخصیت‌های داستانی در انتقال پیام‌های زیست‌محیطی رمان نوجوان و نقش فضا و مکان در القای پیام‌های زیست‌محیطی. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رمان اشباح جنگل سوخته به‌عنوان نمونه‌ای از ادبیات داستانی کودک و نوجوان، مفاهیم زیست‌محیطی را از طریق این سه مؤلفه به‌خوبی به مخاطب این گروه سنی بازتاب داده است. در این رمان، دانش و خرافه به‌عنوان دو نیروی متضاد در فرایند حفاظت از محیط ‌زیست به تصویر کشیده شده ‌است و پیامدهای منفی تسلطِ تکنولوژی بر طبیعت و تخریب آن نیز به‌وضوح نمایش داده شده است. نام‌گزینی شخصیت‌های داستانی در این رمان ارتباط عمیقی با عناصر طبیعی و محیط‌ زیستی برقرار کرده است و از این طریق بر اهمیت حفاظت از طبیعت تأکید شده است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا در اشعار منتخب نوجوان</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8310.html</link>
      <description>سلیگمن(Seligman) بنیان‌گذار روان‌شناسی مثبت‌گرا، مؤلفه‌های مختلفی از جمله شادی، امید، خوش‌بینی، تاب ‌آوری و خودکارآمدی را به ‌عنوان عناصر کلیدی خوشبختی و رفاه روان‌شناختی معرفی کرد. توجه به مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا و انعکاس آن‌ها در آثار کودکان و نوجوانان، نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در زندگی آن‌ها دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، اشعار منتخب نوجوان براساس مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا بررسی و تحلیل شده است. اشعار بررسی شده از مجموعه اشعار نوجوان امروز انتشارات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است. نتایج پژوهش نشان داد که از میان مؤلفه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا در میان حدود 400 نمونه شعری، مولفة امید و امیدواری با 57 مورد، شادی با 43 مورد و تاب‌آوری با 15 مورد، بیشترین و خود کارآمدی با 13 و خوش‌بینی با 11 مورد، کمترین استفاده و کاربرد را داشته‌اند. بسامد و کاربرد بالای مؤلفه امید و شادی نکته مثبت و قابل توجهی است که می‌تواند برای نوجوان مهم و تاثیرگذار باشد. اینکه بعد از هر ناامیدی و تنهایی، سرانجام موجی از نور و امید و شادی دیده می‌شود، تجربة قابل تأملی برای نوجوان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش حکایت «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» از کلیله و دمنه بر پایه‌ی ویژگی­های داستانی فبک، با نگاهی انتقادی به بازنویسی آن</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_7941.html</link>
      <description>کلیله و دمنه که در زمره‌ی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزه‌های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایت‌هایی از زبان حیوان‌هاست. قابلیت‌های بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز آن سبب شده است تا بازنویسی‌ها و اقتباس‌های بسیاری از آن صورت گیرد و در حوزه‌های دیگر نیز کاربرد داشته باشد. یکی از این حوزه‌های نسبتاً جدید، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است، حاصل بررسی حکایت &amp;amp;laquo;دوستیِ کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو&amp;amp;raquo; بر اساس معیارهای داستانی فبک و نیز ادبیات کودکان و نوجوانان است. طبق یافته‌های پژوهش، این حکایت با داشتن مؤلفه‌هایی نظیر: پیرنگ قوی، گره‌افکنی و گره‌گشایی، شخصیت‌پردازی، جزئیات و توصیف‌های داستانی در سطح ادبی، مطابقت موضوع و درون‌مایه با روحیه‌ی مخاطب کودک در سطح روان‌شناختی و نیز الگوی گفت‌وگوی استدلالی و کندوکاوپذیری در سطح فلسفی، از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش فلسفه به کودکان برخوردار است. تحلیل و بررسی بازنویسی این حکایت در مجموعه‌ی داستان‌های فکری برای کودکان ایرانی، برمبنای معیارهای داستان فلسفی نشان می‌دهد نویسندگان نتوانسته‌اند از قابلیت‌ها و ظرفیت بالای این حکایت به‌شایستگی استفاده کنند و اثر مقبولی برای استفاده در کلاس‌های فبک ارائه دهند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>همگرایی زمان‌های سه‌گانه در مأوای«خانه»؛ بازتاب بوطیقای فضا در رمان باخانمان اثر هکتور مالو</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8356.html</link>
      <description>ادراکِ زمان و فضا نزد انسان موجب شکل‌گیریِ یک پیوستار ذهنی می‌شود؛ از طریق یادآوریِ گذشته می‌توان به مرور تجربه‌هایِ سپری‌شده در دنیای گذشته نائل آمد و تصورِ آینده باعث جدایی میان انسان و زمانِ حال می‌شود. فضای &amp;amp;laquo;خانه&amp;amp;raquo; به‌عنوان فضایی که انسان به‌طور مستمر در آن پناه می‌جوید، جایگاه متمایزی با فضاهای دیگر دارد. هدف از این پژوهش دستیابی به ادراکِ زمانِ مکانمند درارتباط با فضای خانه است. چگونه پیوستگیِ زمان‌های گذشته- حال &amp;amp;ndash; آینده در فضای خانه نزد ادراکِ انسان تبیین می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا از طریق رهیافت پدیدارشناسیِ هوسرل، نحوۀ ادراکِ انسان از &amp;amp;laquo;زمان&amp;amp;raquo; مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس، بر اساس تخیل‌شناسیِ فضا در بوطیقای فضا اثر گاستون باشلار، ارتباط میان ادراکِ زمانی-مکانی و فضای خانه مطالعه می‌شود. درنهایت، با اتکاء بر نظریاتِ هوسرل و باشلار، جایگاه خانه به مثابۀ محل همگرایی ادراکاتِ سه‌گانۀ زمانی-مکانی در رمان باخانمان اثر هکتور مالو مورد تحلیل قرار می‌گیرد. به‌عنوان نتیجه، &amp;amp;laquo;خانه&amp;amp;raquo; فضایی است که نزد قهرمان نوجوان داستان دارای کارکردی ویژه در معناسازیِ تجربۀ او از زمان و فضا است، چراکه به تحقق &amp;amp;laquo;خاطره&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویا&amp;amp;raquo; در ذهن او می‌انجامد. به همین سبب است که فضای خانه می‌تواند همچون نیروی نظم‌دهنده باعث ایجاد پیوستگی میان زمان‌های سه‌گانه در ادراک انسان شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتدار و عاملیت در دو ترجمه فارسی آلیس در سرزمین عجایب</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8448.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی چگونگی انتقال مفاهیم &amp;amp;laquo;اقتدار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عاملیت کودک&amp;amp;raquo; در دو ترجمه فارسی از رمان کلاسیک &amp;amp;laquo;ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب&amp;amp;raquo; می‌پردازد. با به‌کارگیری رویکردی ترکیبی&amp;amp;mdash;شامل تحلیل پیکره‌ای متون، نظرسنجی از ۱۵۰ کودک ایرانی و گروه‌های متمرکز ۶۰ نفره&amp;amp;mdash;این مطالعه نشان می‌دهد که انتخاب‌های واژگانی و عناصر فرامتنی مانند پیش‌گفتار و طراحی جلد، چه نقشی در شکل‌دهی به برداشت کودکان از شخصیت آلیس ایفا می‌کنند. ترجمه مهناز فصیحی، با پیش گرفتن رویکرد &amp;amp;laquo;بیگانه‌سازی&amp;amp;raquo;، سرکشی و پرسشگری آلیس را حفظ کرده و تصویری قدرتمند و کنشگر از او ارائه می‌دهد. در مقابل، ترجمه علی حبیبیان، با اتخاذ راهبرد &amp;amp;laquo;بومی‌سازی&amp;amp;raquo; و استفاده از آیین تعارف فارسی، مقاومت آشکار آلیس را تعدیل کرده و اقتدار شخصیت‌های بزرگسال را برجسته می‌سازد. نتایج نظرسنجی نشان داد کودکان، به‌ویژه آنان که ساکن شهرها هستند یا آشنایی بیشتری با رسانه‌های غربی دارند، نسخه فصیحی را ترجیح داده و آلیس را شخصیتی بااعتمادبه‌نفس‌تر و پرسشگرتر می‌دانند. داده‌های گروه‌های متمرکز نیز آشکار ساخت که کودکان نقشی فعال در تفسیر معنا دارند و برداشت‌های آنان تحت تأثیر بافت‌های اجتماعی و فرهنگی قرار می‌گیرد. این پژوهش تأکید می‌کند که ترجمه ادبیات کودک، عرصه‌ای مهم برای تبادلات فرهنگی و شکل‌دهی به معنای اقتدار و عاملیت است و در این فرآیند، ترکیب راهبردهای زبانی و عناصر فرامتنی نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. چنین پژوهشی، افق‌های تازه‌ای در درک ترجمه به عنوان فرایندی فرهنگی و گفت‌وگومحور می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بینامتنیت اقتباسی رمان "کاخ اژدها" براساس نظریه‌ی ژرار ژنت: از نانگیالا تا پارسه</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8492.html</link>
      <description>بینامتنیت در ادبیات نوجوان نه تنها یک تکنیک ادبی که راهبردی فرهنگی و آموزشی است. این رویکرد با پیوندزدن نوجوانان به میراث فرهنگی، متون جهانی و رسانه‌های معاصر، آن‌ها را به خوانندگانی فعال تبدیل می‌کند. از این منظر، ادبیات نوجوان نقشی فراتر از سرگرمی دارد و به عرصه‌ای برای پرورش هویت، تفکر انتقادی و خلاقیت بدل می‌شود. در این مطالعه‌ی تطبیقی با رویکردی کیفی و بر بنیاد تحلیل متن، مناسبات بینامتنی رمانِ فارسیِ کاخ اژدها (آرمان آرین) و رمانِ کلاسیکِ دره گل سرخ (آسترید لیندگرن) در پرتو نظریه‌ی ژرار ژنت بررسی می‌شود. هر دو روایت از الگوی مشترکِ &amp;amp;laquo;فقدان/فاجعه برای گذار به جهانی دیگر&amp;amp;raquo; پیروی می‌کنند و شامل چندین سازه‌ی روایی از جمله پیوندهای خانوادگی، الگوی &amp;amp;laquo;اشتباه اولیه در شناسایی خائن&amp;amp;raquo;، و ایستگاهِ &amp;amp;laquo;کلبه/پیرزنِ قصه‌گو&amp;amp;raquo; هستند. با این حال، آرین با &amp;amp;laquo;دستکاری خلاقانه&amp;amp;raquo; و بومی‌سازی نمادها، نام‌ها و مکان‌ها ساختار فانتزیِ لیندگرن را به یک بیش‌متنِ اسطوره‌ای ـ فرهنگی تبدیل کرده است. از منظر ژنت، این فرایند را می‌توان &amp;amp;laquo;جابجایی جدی&amp;amp;raquo; همراه با عنصر &amp;amp;laquo;بازی‌وارگی&amp;amp;raquo; دانست: حفظِ ساختارِ بنیادینِ پیش‌متن در کنار گسترشِ معنایی و ملی‌سازیِ مضامین. علاوه‌براین، داده‌ها نشان می‌دهند که ترجمه‌ی پیش‌متنی که نویسنده در نوجوانی خوانده است (پیش‌متنِ ترجمه‌شده) در شکل‌گیریِ بیش‌متنِ آرین نقش‌ساز بوده است. پس کاخ اژدها تقلید صرف نیست بلکه بازآفرینی خلاقانه‌ای است که قابلیتِ الگوهای جهانی فانتزی را در بستری محلی و تاریخ‌مند بازتعریف می‌کند. یافته‌ها به فهم بهترِ چیستیِ اقتباسِ بینامتنی در ادبیات نوجوان و نقشِ پیش‌متن‌های کودکی در تولیدِ بیش‌متن‌های بومی کمک می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روان‌شناختی سوژه‌ی نوجوان در رمان «زیبا صدایم کن» برمبنای روان‌شناسی فردنگر آلفرد آدلر</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8669.html</link>
      <description>روان‌شناسی ادبیات در تحلیل لایه‌های ژرفِ شخصیت‌های داستانی نقش مهمی ایفا می‌کند و در این میان، نظریه‌ی روان‌شناسی فردنگرِ آلفرد آدلر با تبیین روند تکامل شخصیتیِ فرد در جریان زندگی اجتماعی و خودآگاهش، چارچوبی برای تحلیل شخصیت‌های داستانی فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با تکیه بر روان‌شناسی فردنگر آدلر، به تحلیل روان‌شناختی شخصیت &amp;amp;laquo;زیبا&amp;amp;raquo;، سوژه‌ی نوجوان رمان &amp;amp;laquo;زیبا صدایم کن&amp;amp;raquo; (1394) اثر فرهاد حسن‌زاده، می‌پردازد؛ رمانی که در خلال روایت زندگی سوژه‌ی نوجوان داستان، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، مسائل مهمی از وضعیت کودکان بدسرپرست را بازنمایی کرده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که زیبا در اثر عوامل محیطی نظیر غفلت والدین و طردشدگی اجتماعی به &amp;amp;laquo;عقده‌ی حقارت&amp;amp;raquo; دچار شده و سبک زندگی او به‌تدریج به سمت تیپ شخصیتی &amp;amp;laquo;دوری‌گزین&amp;amp;raquo; سوق یافته است. روایت داستان، فرآیندهای ذهنی، شخصیتی و رفتاریِ زیبا در تلاش برای غلبه بر عقده‌ی حقارت، جبران محرومیت‌ها و بازسازی هویت فردی را به تصویر می‌کشد، اما شرایط محیطی و اجتماعی به شکل‌گیری هویتی شکننده در او منجر شده است که بیانگر تأثیر شرایط محیطی بر مسیر تکامل شخصیتیِ نوجوانان آسیب‌پذیر و بدسرپرست است. روایت داستان از این طریق، اهمیت حمایت‌های عاطفی و اجتماعی در مسیر رشد شخصیتیِ چنین افرادی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل مؤلفه‌های غیرکلامی و کنش‌های توصیفی در داستان خمره اثر هوشنگ مرادی کرمانی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8496.html</link>
      <description>تحلیل و بررسی آثار ادبی داستانی به‌عنوان آیینه‌ای از زندگی اجتماعی انسان‌ها، روشی کارآمد برای ارزیابی کیفیت این آثار محسوب می‌شود. بررسی رفتارهای غیرکلامی که حوزه‌ای نسبتاً نوظهور است، شامل تمام حرکات بدن، حالات چهره، رفتارهای چشمی، ویژگی‌های صوتی، نشانه‌های محیطی و مصنوعات می‌شود. بررسی این مؤلفه‌های غیرکلامی و کنش‌های توصیفی در متون داستانی، علاوه بر ارتقای فهم کیفی اثر، امکان شناخت عمیق‌تر شخصیت‌های داستانی را که بازتابی از جامعه‌اند، فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی‌تحلیلی و مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌ای، به تحلیل مؤلفه‌های غیرکلامی و توصیفی در داستان خمره نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد رفتارهای غیرکلامی و توصیفی نه‌تنها پیام‌های مهمی دربارۀ احساسات و حالات درونی شخصیت‌ها منتقل می‌کنند، بلکه نقش اساسی در فضاسازی، صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی دارند و به پویایی روایت کمک می‌کنند. افزون بر این، این مؤلفه‌ها در تقویت ارتباط مؤثر بین خواننده و متن داستانی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. مرادی کرمانی در این داستان از انواع حالت چهره و رفتارهای چشم، رفتارهای حرکتی و رفتارهای آوایی به‌ویژه نام‌آواها بهره برده است. حالت اصلی چهره شامل خندیدن و گریه کردن برای نشان دادن احساسات مثبت و منفی از سایر حالت‌ها بارزتر است. نمونه‌های آماری نشان می‌دهد که رفتارهای حرکتی در اغلب موارد کارکرد تکمیلی و جانشینی دارند و رفتار چشم پیام بررسی جزئیات و کسب اطلاع را می‌رساند و اغلب از نوع نگاه دقیق یا پرهیز از نگاه است. همچنین، تأکید بر استفاده از نام‌آواها و صدای عناصر طبیعی و حیوانات، نقش محیط را در غنای داستان برجسته‌تر می‌سازد. ازسوی‌دیگر، بررسی دقیق‌تر زبان بدن شخصیت‌ها، تغییرات تن صدا و ریتم کلام، می‌تواند درک خواننده را از لایه‌های پنهان روایت و تعاملات میان شخصیت‌ها عمیق‌تر کند و کیفیت روایت را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترجمه پی‏نماهای طنز برای مخاطب کودک و نوجوان: ملاحظات بینانشانه‏ای و راهبردهای متناسب‏سازی در مجموعه ماجراهای تن‏تن و پرونده‏های جف‏جوردان به فارسی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8502.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی ترجمه پی‌نماهای طنز برای مخاطبان کودک و نوجوان اختصاص دارد و با تمرکز بر راهبردهای متناسب‌سازی فرهنگی و ترجمه بینانشانه‌ای، نمونه‌هایی از مجموعه‌های ماجراهای تن‌تن و پرونده‌های جف&amp;amp;rlm;جوردان در ترجمه فارسی را تحلیل می‌کند. دغدغه اصلی آن است که مترجم چگونه می‌تواند انسجام صوری-متنی عناصر بصری حامل معانی فرهنگی را حفظ کند، به‌ویژه زمانی که این عناصر در فرهنگ مقصد ناآشنا، نامناسب یا حتی تابو تلقی می‌شوند. پرسش مشخص آن است که آیا مترجم باید عناصر حساس فرهنگی را با هنجارهای محلی همسو سازد یا رنگ و بوی فرهنگی متن مبدأ را حفظ کند؟برای پاسخ به این پرسش، پیکره پژوهش به بررسی راهبردهای ترجمه بینانشانه‌ای و نحوه بازنمایی عناصر گرافیکی و پیرامتنی در نسخه‌های فارسی آثار منتخب از دو مجموعه مذکور اختصاص یافته است. تحلیل نظری بر پایه مفهوم چندوجهیتی در ترجمه (کایندل، ۲۰۰۴)، نشانه‌معناشناسی فرهنگی (کرس و ون‌لیووِن، ۲۰۰۶)، و انسجام نحو بصری و ماده گرافیکی (اسکاچلووا، ۲۰۱۴) بنا شده است.یافته‌ها با نظریه زبان تصویری نیل کوهن هم‌راستا بوده و نشان می‌دهند که ترجمه پی‌نما برای کودک و نوجوان، نوعی میانجیگری فرهنگی پیچیده است که فراتر از انتقال زبانی صرف عمل می‌کند. چالش اصلی نه‌تنها در انتقال عناصر کلامی-تصویری، بلکه در مهندسی مجدد انسجام بینانشانه‌ای در سطوح فرهنگی، نشانه‌معناشناختی و ساختاری-گرافیکی نهفته است. ترجمه موفق مستلزم تلفیق خلاقانه بومی‌سازی و بیگانگی است، به‌گونه‌ای که ترجمه هم وفادارانه باشد و هم مهندسی‌شده. مراحل بعدی ترجمه باید به سوی دریافت شناختی و تجربی مخاطب کودک و نوجوان سوق یابد.در نهایت، پژوهش‌های آتی می‌توانند به تحلیل تطبیقی ژانرهای مختلف پی‌نما در فرهنگ‌های گوناگون، از جمله مانگاهای ژاپنی و پی‌نماهای ابرقهرمانی آمریکایی، یا مقایسه ترجمه‌های فارسی با نسخه‌های عربی و ترکی بپردازند تا افق‌های فرهنگی و ایدئولوژیک متنوع‌تری ترسیم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی کهن‌الگوی کودک به‌مثابه سوژه‌ای آستانه‌ای در شعر سهراب سپهری</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8621.html</link>
      <description>در جهان شعری سهراب سپهری، &amp;amp;laquo;کودک&amp;amp;raquo; صرفاً یادگار دورانی از زندگی یا تصویری نوستالژیک از گذشته نیست، بلکه حضوری نمادین و آستانه‌ای است که در مرز میان آگاهی و ناخودآگاه، طبیعت و فرهنگ، زبان و سکوت، و زمان اسطوره‌ای و زمان تاریخی شکل می‌گیرد. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ و مفهوم آستانگی، به بازخوانی کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که کودک در این جهان شعری نه یک مرحلۀ زیستی، بلکه ساختاری نمادین و موقعیتی آستانه‌ای است که در آن امکان گسست از نظم تثبیت‌شدۀ معنا و تجربه‌کردن افقی دیگر از ادراک فراهم می‌شود. پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با تمرکز بر مؤلفه‌هایی چون ادراک بی‌واسطه، سادگی ادراکی، تعلیق معنا و نسبت سوژه با طبیعت، نشان می‌دهد که کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری منطق آستانگی را فعال می‌کند و به تعلیق دوگانه‌های تثبیت‌شده در تجربه انسانی می‌انجامد. یافته‌ها حاکی از آن است که سپهری کودک را نه به‌مثابه هویتی ثابت یا نمادی صرفاً اخلاقی، بلکه به‌عنوان سوژه‌ای گشوده، ناتمام و در حال شدن بازنمایی می‌کند؛ سوژه‌ای که در آستانۀ دگرگونی روانی و وجودی قرار دارد و امکان پیوندی تازه با حقیقت هستی را فراهم می‌آورد. از این منظر، کهن‌الگوی کودک در شعر سپهری به سازوکاری بنیادین برای بازسازی نسبت انسان با جهان بدل می‌شود و نقشی محوری در شکل‌گیری افق معنایی و منطق زیبایی‌شناختی شعر او ایفا می‌کند. همچنین این خوانش می‌تواند چشم‌اندازی نظری برای مطالعات ادبیات کودک فراهم آورد و با رویکردهای معاصر این حوزه که بر عاملیت کودک، سیالیت هویت و عبور از مرزهای ثابت تأکید دارند، وارد گفت‌وگویی سازنده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپردازی آموزشی مفاهیم مثنوی معنوی ویژۀ نوجوانان بر پایۀ الگوی زبامغز</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8666.html</link>
      <description>با توجّه به شکل‌گیری شخصیّت در دوران نوجوانی و نقش چشم‌گیر فرهنگ در آن، به نظر می‌رسد استفاده از متون ادبی به ویژه داستان‌های مثنوی معنوی تأثیر بسزایی در آشنایی نوجوانان با فرهنگ اصیل ایرانی داشته باشد؛ زیرا داستان‌ها از جمله ابزار مناسب در تربیت نوجوانان به شمار می‌آیند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف معرفی الگوی زبامغز به عنوان روشی مؤثر در تولید محتوای داستان‌های مثنوی برای نوجوانان انجام شده است. این الگو توسط پیش‌قدم (2020) با الهام از نظریۀ مغزهای سه‌گانۀ مک‌لین و ارتباط زبان با چهار مؤلفۀ فرهنگ (زباهنگ)، تفکر (زبافکر)، هیجان (زباهیجان) و حواس (زباحواس) طراحی شده است. به همین منظور ضمن تشریح چگونگی تولید داستان بر اساس الگوی زبامغز، یک نمونه از داستان‌های مثنوی با عنوان &amp;amp;laquo;گریختن عاشق از عسس و یافتن معشوق خود در باغ&amp;amp;raquo; که به مقولۀ ناامیدی به عنوان یکی از شایع‌ترین عوارض ناشی از بحران هویّت اشاره دارد، بر اساس آن تولید شده است. طبق این الگو فراگیران از رهگذر متن داستان با فرهنگ نهفته در آن آشنا می‌شوند. با هدف توجّه به هیجانات فراگیران در انتخاب متن و تولید آن از داستان‌هایی با بار معنایی مثبت استفاده می‌شود و برای درگیر کردن حواس آنان نیز ضمن استفاده از تصاویر مختلف و طرّاحی تمرین‌هایی که منجر به فعّال شدن حواس حدّاکثری می‌شود، وزن حسّی واژگان نیز مورد توجّه قرار می‌گیرد. در نهایت با ساده‌سازی متن در حد سطح دانش و فهم فراگیران و توضیح واژگان و عبارات دشوار به آنان در درک بهتر و عمیق‌تر مطالب و به تبع آن تفکّر صحیح کمک رسانده می‌شود. در نتیجه به نظر می‌رسد می‌توان با نگارش داستان‌های مثنوی از رهگذر الگوی زبامغز به نوجوانان در درک بهتر محتوا و شکل‌گیری سحیح شخسیّت آنان یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ریخت‌شناختی آزمون سه‌پند در قصه‌های عامیانۀ ایرانی</title>
      <link>https://jcls.shirazu.ac.ir/article_8682.html</link>
      <description>این مقاله با هدف تحلیل ریخت‌شناختی الگوی &amp;amp;laquo;آزمون سه‌پند&amp;amp;raquo; در قصه‌های عامیانۀ ایرانی تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین ساختار روایی و کارکردهای مضمونی قصه‌هایی است که در آن‌ها قهرمان سه پند یا اندرز دریافت می‌کند و سرنوشت او در پی عمل یا ترک آن‌ها رقم می‌خورد. پیکره پژوهش شامل ده قصه منتخب از مجموعه قصه‌های عامیانۀ ایرانی است که واجد ساختار سه‌پند هستند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل ریخت‌شناختی با اتکا به الگوی کارکردی پراپ است.نتایج نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;آزمون سه‌پند&amp;amp;raquo; به‌عنوان یک خویشکاری تکرارشونده، نقشی تعیین‌کننده در پیشبرد پیرنگ دارد و غالباً با الگوی آزمون، دریافت شیء ارزشمند، و دگرگونی وضعیت قهرمان همراه است. از نظر مضمونی، این قصه‌ها بر مفاهیمی چون شیوه‌های معیشت، مشروعیت اقتصادی، تبدیل و دگرگونی، و انتقال دانایی از سوی شخصیت مرشد تأکید دارند. عدد سه در این ساختار نه صرفاً یک عنصر کمّی، بلکه سازوکاری روایی برای تعلیق، تأکید و تثبیت پیام اخلاقی است.یافته‌ها نشان می‌دهد که قصه‌های سه‌پند افزون بر کارکرد تعلیمی، در سامان‌دهی ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی نیز نقش دارند و الگویی نسبتاً پایدار از انتقال دانایی را بازنمایی می‌کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
